کانال تلگرام اهل ولاء کانال تلگرام اهل ولاء اینستاگرام اهل ولاء


جمعه ۱ آبان
۱۴۰۵

11. جمادي‌الاول 1448


23. اکتبر 2026






اعتدال در خوف و رجا
تالیفات استاد - کتاب شراب طهور

همان‌گونه که خوف و رجاى ضعیف نمى‌تواند براى تلاش و مجاهدت، انگیزه و شوق کافى ایجاد کند و لذا کارساز و مطلوب نیست؛ افراط در خوف و رجا نیز نامطلوب و زیانبخش است. بنابراین باید در هر یک از دو حالت خوف و رجا جانب اعتدال را رعایت کرد. افراط در رجا به امن و غرور، و افراط در خوف به یأس و قنوط منجر مى‌شود.

۱/ امن و غرور : امن یعنى خود را از مکر و عذاب الهى در امان دیدن و ترسى از ترک طاعت و ارتکاب معصیت و ابتلا به غفلت نداشتن. امن در اثر افراط در رجا به‌وجود مى‌آید و ضدّ خوف است.

غرور یعنى به ادّعاى اعتماد به فضل خدا، دست از انجام طاعت و ترک معصیت کشیدن و به وظایف بندگى عمل نکردن.

اهل غرور در امور اخروى سستى مى‌کنند و مرتکب معصیت مى‌شوند و مى‌گویند خدا بزرگ است و امید ما به فضل و رحمت او، و اعتماد و اتّکال ما بر اوست. امّا این در حالى است که در امور دنیوى با نهایت جدّیّت تلاش مى‌کنند و مواظبند کمترین غفلتى نکنند و کوچک‌ترین اشتباهى مرتکب نشوند. از این افراد باید پرسید در رابطه با امور دنیوى آیا خدا بزرگ نیست و نباید به فضل و رحمت او امید بست و به او اعتماد و توکّل کرد؟ چگونه است که امید به فضل الهى و توکّل به خدا، در امور اخروى موجب بى‌عملى است؛ امّا در امور دنیوى تلاش و جدّیّت را منتفى نمى‌کند؟

اهل رجا عمل مى‌کنند ولى اعتمادشان به فضل خداست نه عملشان. اهل غرور عمل نمى‌کنند و به گزاف، ادّعاى اعتماد به فضل خدا مى‌کنند. اهل عُجب عمل مى‌کنند ولى اعتمادشان به عملشان است.[۱]

       
  
 

از مهر، لطف، فضل، حلم، مدارا، ستّاریّت، توّابیّت و غفّاریّت خدا نباید سوءاستفاده کرد؛ چون هم خلاف انصاف و بى‌صفایى است که انسان فرمان خداى به این خوبى و مهربانى را زیر پا بگذارد و هم خلاف حیا و ادب بندگى است. حتّى اگر خدا عبد را به سبب معصیت و نافرمانى عذاب نکند، جا ندارد عبد از این بزرگوارى سوءاستفاده کند و بى پروا، آنچه را مورد نفرت و انزجار خداست مرتکب شود. البتّه این خطر هم وجود دارد که اگر عبد در اثر سوءاستفاده از حلم خدا، معصیت و نافرمانى را از حد بگذراند، مشمول عدل، قهر، جبّاریّت و جلال الهى شود.

لطف حق با تو مداراها کند         چون که از حد بگذرد رسوا کند

امن و غرور، فرجامى جز خسارت و تباهى نخواهد داشت. قرآن کریم مى‌فرماید: اَفَأَمِنوا مَکرَ اللهِ؟ فَلا یَأمَنُ مَکرَ اللهِ اِلاَّ القَومُ الخاسِرونَ: آیا خود را از مکر الهى در امان مى‌پندارند؟ جز گروه زیانکاران کسى خود را از مکر الهى در امان نمى‌پندارد.[۲]

 

رجا وامید به فضل و رحمت الهى هر چه شدید باشد بهتر است، امّا نباید به حدّى برسد که به امن و غرور منجر شود. پس حدّ رجا نرسیدن به امن و غرور است.

۲/ یأس و قنوط : یأس و قنوط یعنى از دست دادن امید به عفو و رحمت الهى و نا امیدى از مؤثّر واقع شدن انجام طاعت و ترک معصیت براى نجات از عذاب الهى. یأس و قنوط ضدّ رجا و نتیجه‌ى افراط در خوف است.

یأس و قنوط سبب مى‌شود شخص انگیزه‌ى خود را براى انجام طاعت و ترک معصیت از دست بدهد، از تهذیب و تعالى باز بماند و در ورطه‌ى گناه و آلودگى و انحطاط غوطه‌ور شود. از آنجا که یأس از رحمت الهى، سوء ظنّ به خدا و در حدّ کفر است، گناه و آثار مخرّب آن بزرگ‌تر از هر معصیتى است که شخص به خاطر انجام آن دچار یأس شده است. قرآن کریم مى‌فرماید: فَلا تَیأَسوا مِن رَوحِ اللهِ، اِنَّهُ لا یَیأَسُ مِن رَوحِ اللهِ اِلاَّ القَومُ الکافِرونَ : از رحمت الهى مأیوس نشوید، که جز گروه کافران،
از رحمت الهى مأیوس نمى
‌باشند.[۳] همچنین مى‌فرماید: لا تَقنَطوا مِن رَحمَةِ اللهِ، اِنَّ اللهَ یَغفِرُ

الذُّنوبَ جمیعاً: از رحمت الهى ناامید نشوید؛ زیرا خداوند همه‌ى گناهان را مى‌آمرزد.[۴]

 

خوف از خدا و ترس از جرایم خود و کیفرهاى الهى هرچه شدید باشد بهتر است؛ امّا نباید به‌حدّى برسد که به یأس و قنوط منجر شود. پس حدّ خوف نرسیدن به یأس و قنوط است.

***

بر اساس آنچه گفته شد، مى‌توان نتیجه گرفت که هم ایمن دانستن خود از عذاب الهى به دلیل کثرت طاعت و عبادت، و هم یأس از رحمت خدا به خاطر کثرت معاصى و عیوب نفس، هر دو نادرست و نارواست.

امام صادق علیه السلام مى‌فرمایند : اُرجُ اللهَ رَجاءً لا یُجَرِّئُکَ عَلى مَعاصیهِ وَ خَفِ اللهَ خیفَةً لا یُؤیِسُکَ مِن رحمَتِهِ: امیدى به خدا داشته باش که تو را بر معصیت‌هاى الهى بى‌پروا و جسور نکند و ترسى از خدا داشته باش که تو را از رحمت خداوند ناامید نسازد.[۵] همچنین مى‌فرمایند: خَفِ اللهَ خیفَهً لَو

جِئتَهُ بِبِرِّ الثَّقَلَینِ لَعَذَّبَکَ وَ ارجُ اللهَ رَجاءً لَو جِئتَهُ بِذُنوبِ الثَّقَلَینِ لَرَحِمَکَ: چنان ترسى از خدا داشته باش که اگر اعمال نیک همه‌ى مخلوقات از جن‌ها و انسان‌ها را به درگاهش ببرى، باز هم تو را عذاب مى‌کند، و امیدى به خدا داشته باش که اگر گناهان همه‌ى مخلوقات از جن‌ها و انسان‌ها را به پیشگاهش ببرى، باز هم تو را مورد رحمت قرار مى‌دهد.[۶]

 

غرور و قنوط هر دو حیله و دام ابلیس است. ابلیس ابتدا شخص را با غرور در منجلاب گناه فرو مى‌برد؛ سپس با قنوط راه بیرون آمدن از آن را بر او مى‌بندد.

نوعى از یأس و امن وجود دارد که نفساً ایرادى ندارد و خوب است و آن عبارت است از اینکه شخص از یک سو از خود و اعمالش مأیوس باشد و از سوى دیگر به رحمت خدا امید و یقین داشته باشد که در عین استحقاق براى عذاب ابدى، خداوند از روى شدّت رحمتش، او را عذاب نمى‌کند و ایمان و عقیده‌اش را تا پایان عمر از شرّ شیطان حفظ مى‌کند. البتّه شخصى که چنین یأس و امنى دارد باید مراقب باشد که این حالت منشأ سستى و ترک طاعت و بى‌مبالاتى و ارتکاب معصیت در او نشود که در غیر این صورت، یأس و امن مزبور به لحاظ پیامدشان و نه به اعتبار خودشان، مورد ایراد و نادرست است. عیب دیگر چنین امن و یأسى این است که شخص در خداشناسى یک‌چشم است و
تنها رحمت خدا را دیده است. البتّه کسى هم که تنها به دلیل خوف از قهر الهى به انجام طاعت و ترک معصیت مى
‌پردازد، در خداشناسى یک‌چشم است. امّا با توجّه به سبقت رحمت الهى بر غضب خداوند، شخصى که فقط رحمت را دیده، از فردى که تنها غضب را دیده، افضل است؛ هرچند هیچ یک به پاى کسى که در خداشناسى با دو چشم مى‌نگرد و رحمت و غضب الهى، هر دو را مى‌بیند، نمى‌رسند.



[۱] . امیرالمؤمنین ۷ مى‌فرمایند : ایّاکَ وَ الثِّقَةِ بِنَفسِکَ فَاِنَّ ذلِکَ مِن اَکبَرَ مَصائِدِ الشَّیطانِ: بر تو باد به پرهیز از اعتمادبه خودت، که آن از بزرگ‌ترین شکارگاه‌هاى شیطان است. (آمدى، غررالحکم، ص ۳۰۷) در حدیث قدسى آمده استکه خداى متعال مى‌فرماید: لا یَتَّکِلِ العامِلونَ لى عَلى اَعمالِهِمُ الَّتى یَعمَلونَها لِثَوابى. فَاِنَّهُم لَوِ اجتَهَدوا وَ اَتعَبوا اَعمارَهُم فىعِبادَتى، کانوا مُقَصِّرینَ غَیرَ بِالغینَ فى عِبادَتِهِم کُنهَ عِبادَتى فیما یَطلُبونَ عِندى مِن کَرامَتى وَ النَّعیمَ فى جَنّاتى وَ رَفیعَالدَّرَجاتِ العُلى فى جَوارى. وَ لکِن بِرَحمَتى فَلیَثِقوا وَ بِفَضلى فَلیَرجوا وَ اِلى حُسنِ الظَّنِّ بى فَلیَطمَئِنّوا، فَاِنَّ رَحمَتى عِندَ ذلِکَتُدرِکُهُم وَ مَنّى یُبَلِّغُهُم رِضوانى وَ مَغفِرَتى تُلبِسُهُم عَفوى. فَاِنّى اَنَا اللهُ الرَّحمنُ الرَّحیمُ وَ بِذلِکِ تَسَمَّیتُ: کسانى که براى منعمل مى‌کنند بر اعمالشان که براى نیل به ثواب من انجام مى‌دهند اتّکا نکنند؛ زیرا اگر آنها در تمام عمرشان درعبادت من تلاش کنند و سختى بکشند، در عبادتشان مقصّرند و به کُنه عبادتم که در جهت نیل به کرامتم ونعمت‌هاى بهشت‌هایم و مقامات بلند در جوارم، انجام مى‌دهند، نرسیده‌اند. امّا باید به رحمت من اعتماد کنند و بهفضل من امید ببندند و به حُسن ظنّ به من اطمینان یابند که در این صورت، رحمتم به آنها خواهد رسید و منّت ولطفم آنها را به بهشتم خواهد رساند و مغفرتم جامه‌ى عفوم را بر آنها خواهد پوشاند. پس همانا من خداى رحمان ورحیمم و به این نام نامیده شده‌ام. (کلینى، کافى، ج ۲، ص ۷۱)

[۲] . سوره‌ى اعراف، آیه‌ى ۹۹/

[۳] . سوره‌ى یوسف، آیه‌ى ۸۷/

[۴] . سوره‌ى زمر، آیه‌ى ۵۳/

[۵] . مجلسى، بحارالانوار، ج ۶۷، ص ۳۸۴/

[۶] . مجلسى، بحارالانوار، ج ۷۵، ص ۲۵۹/