کانال تلگرام اهل ولاء کانال تلگرام اهل ولاء اینستاگرام اهل ولاء


جمعه ۱ آبان
۱۴۰۵

11. جمادي‌الاول 1448


23. اکتبر 2026






۱/ علم و آگاهى به حقایق و معارف دینى
تالیفات استاد - کتاب شراب طهور

. علم و آگاهى به حقایق و معارف دینى: نخستین امرى که سالک براى مصونیّت از خطا در سلوک و مبتلا شدن به ضلالت و گمراهى بدان نیازمند است، شناخت عمیق و دقیق حقایق و معارف دینى است. این حقایق و معارف شامل عقاید اسلامى و دستورالعمل‌هاى اخلاقى و فقهى دین، در تمام عرصه‌هاى فردى و اجتماعى، مادّى و معنوى، ظاهرى و باطنى و عبادى مى‌شود. علّت اصلى گمراهى بسیارى از کسانى که در سلوک عرفانى به بیراهه رفته‌اند، ناآگاهى، بى‌اطّلاعى و بسنده کردن به درک عوامانه و آمیخته با حدس و گمان و خرافه، از آموزه‌هاى دین بوده است.

امیرالمؤمنین علیه السلام به کمیل، که از اصحاب سرّ آن حضرت بود، مى‌فرمایند: یا کُمَیلُ ما مِن حَرَکَةٍ اِلّا وَ اَنتَ مُحتاجٌ فیها اِلى مَعرِفَةٍ : اى کمیل! هیچ حرکتى نیست مگر اینکه در آن به معرفتى نیازمندى.[۱] پیامبر اکرم۹ مى‌فرمایند: مَن عَمِلَ عَلى غَیرِ عِلمٍ کانَ ما یُفسِدُ اَکثَرَ مِمّا یُصلِحُ: هرکس بر مبنایى جز علم و دانایى دست به عمل زند، آنچه را تباه مى‌کند بیش از آن چیزى است که اصلاح مى‌کند.[۲] امام صادق علیه السلام نیز در بیان عواقب طىّ طریق بدون بصیرت و معرفت مى‌فرمایند :

اَلعامِلُ عَلى غَیرِ بَصیرَةٍ کَالسّائِرِ عَلى غَیرِ الطَّریقِ، لا یَزیدُهُ سُرعَةُ السَّیرِ اِلّا بُعداً: کسى که بدون بصیرت و شناخت دست به کار مى‌شود، همچون کسى است که در بیراهه راه مى‌سپارد، که سریع‌تر راه سپردن او ثمرى جز دور شدن بیشتر از مقصد، نخواهد داشت.[۳]

 

آنچه در این زمینه بسیار اهمّیّت دارد مرجعى است که شخص از آن کسب علم و آگاهى مى‌کند. زیرا اگر مرجع از صلاحیّت لازم برخوردار نباشد، آموخته‌هاى شخص اصالت و صحّت کامل نخواهد داشت و چه‌بسا همین علم و آگاهى، سبب گمراهى و بیراهه رفتن او شود. با توجّه به دلایل فراوان عقلى، قرآنى و روایى که در کلام شیعى، در مبحث امامت مطرح است، تنها مرجع بدون‌خطا و کاستى‌ناپذیر در عرصه‌ى معرفت و شناخت دین، پیامبر اکرم و اهل‌بیت معصوم او علیهم السلام مى‌باشند. بنابراین تنها، شناختى از معارف و حقایق دینى بى‌عیب و نقص و تضمین‌کننده‌ى سلامت در سلوک است که از محضر و مکتب این بزرگواران کسب شده باشد.

امام باقر علیه السلام درباره‌ى حسن بصرى، که یکى از بزرگان تصوّف در عصر ایشان بود، فرمودند : فَلیَذهَبِ الحَسَنُ یَمیناً وَ شِمالاً، لا یُوجَدُ العِلمُ اِلّا عِندَ اَهلِ بَیتٍ نَزَلَ عَلَیهِم جَبرَئیلُ: حسن بصرى به جانب راست یا چپ عالم برود؛ علم راستین جز نزد خاندانى که جبرئیل بر آنها فرود مى‌آید یافت نمى‌شود.[۴] همچنین آن حضرت به دو تن از فقیهان غیرشیعى عصر خود به نام‌هاى سلمة بن

کهیل و حکم بن عتیبه فرمودند: شَرِّقا و غَرِّبا. لَن تَجِدا عِلماً صَحیحاً اِلّا شَیئاً یَخرُجُ مِن عِندِنا اَهلَ البَیتِ : به شرق و غرب عالم بروید. هرگز علم صحیحى جز آنچه از نزد ما اهل‌بیت بیرون آمده است نخواهید یافت.[۵] بر همین اساس، آن حضرت فرمودند: اِنَّهُ لَیسَ عِندَ اَحَدٍ مِنَ النّاسِ حَقٌّ وَ لا صَوابٌ اِلّا شَىءٌ اَخَذُوهُ مِنّا اَهلَ البَیتِ: نزد احدى از مردم مطلب حقّ و درستى جز آنچه از ما اهل‌بیت گرفته‌اند وجود ندارد.[۶] و نیز فرمودند: فَکُلُّ ما لَم یَخرُجُ مِن هذَا البَیتِ وَ هُوَ باطلٌ: هر آنچه از این خانه بیرون نیامده باشد باطل است.[۷]

 

حقیقت فوق سبب شد که ائمّه علیهم السلام شیعیان خود را از مراجعه به غیر اهل‌بیت و پرورش‌یافتگان این مکتب به‌شدّت منع کنند. چنانچه امام کاظم علیه السلام فرمودند: لا تَأخُذَنَّ مَعالِمَ دینِکَ عَن غَیرِ شیعَتِنا : معارف دین خود را جز از شیعیان ما مگیر.[۸] امام صادق علیه السلام نیز فرمودند: کَذَبَ مَن زَعَمَ اَنَّهُ مِن شیعَتِنا وَ هُوَ مُتَمَسِّکٌ بِعُروَةِ غَیرِنا: آن کس که مى‌پندارد از شیعیان ماست در حالى که به ریسمان غیر ما تمسّک مى‌جوید، در دعوى تشیّع خود صادق نیست.[۹] بر اساس آنچه گفته شد، امیرالمؤمنین علیه السلام به کمیل فرمودند: یا کُمَیلُ لا تَأخُذ اِلّا عَنّا تَکُن مِنّا: جز از ما مگیر تا از ما باشى.[۱۰]



[۱] . مجلسى، بحارالانوار، ج ۷۴، ص ۲۶۸ و ۴۱۴/

[۲] . کلینى، کافى، ج ۱، ص ۴۴/

[۳] . کلینى، کافى، ج ۱، ص ۴۳/

[۴] . کلینى، کافى، ج ۱، ص ۵۱ و مجلسى، بحارالانوار، ج ۲، ص ۹۱/

[۵] . کلینى، کافى، ج ۱، ص ۳۹۹ و مجلسى، بحارالانوار، ج ۲، ص ۹۲/

[۶] . کلینى، کافى، ج ۱، ص ۳۹۹ و مجلسى، بحارالانوار، ج ۲، ص ۹۴/

[۷] . حرّ عاملى، وسائل‌الشّیعه، ج ۲۷، ص ۷۴ و مجلسى، بحارالانوار، ج ۲، ص ۹۴/

[۸] . حرّ عاملى، وسائل‌الشّیعه، ج ۲۷، ص ۱۵۰ و مجلسى، بحارالانوار، ج ۲، ص ۸۲/

[۹] . حرّ عاملى، وسائل‌الشّیعه، ج ۲۷، ص ۱۱۷ و مجلسى، بحارالانوار، ج ۲، ص ۹۸/

[۱۰] . مجلسى، بحارالانوار، ج ۷۴، ص ۲۶۸ و ۴۱۴/