Get the Flash Player to see this player.

time2online Joomla Extensions: Simple Video Flash Player Module

  کانال تلگرام اهل ولاء کانال تلگرام اهل ولاء اینستاگرام اهل ولاء


جمعه ۲۵ خرداد
۱۴۰۳

6. ذي‌الحجه 1445


13. ژوئن 2024






توحید در رزاقیّت چاپ نامه الکترونیک

رزق به دو بخش مادی  و معنوی تقسیم می شود. رزق معنوی از قبیل معارف، حالات و توفیق طاعات و عبادات است. ارزاق مادی همان امکاناتی است که در این عالم نصیب انسان می شود و توسط او مصرف می گردد. همچون غذایی که می خورد، آبی که می نوشد، جامه ای که می پوشد و  یا خانه ای که در آن زندگی می کند. بنابراین آنچه از امکانات دنیوی که متعلّق به شخص است، امّا او امکان نمی یابد از آنها استفاده یا آنها را مصرف کند، گرچه جزء دارایی او می باشند، رزق او شمرده نمی شوند. سالک در پرتو بصیرتی که به نور قرآن و تعالیم معصومین بدان نائل شده است، رزّاق و روزی دهنده ی خود را فقط خدا می داند و هیچ کس جز او را، خواه خود یا دیگران، در روزی خویش دخیل و مؤثّر نمی شمارد.   

 
هنوز کوچه های مدینه، غربت تو را فریاد می زند چاپ نامه الکترونیک

سلام بر مزار بی چراغ و تربت بی زائرت، سلام بر سینه شعله ور، جگر سوخته، پیکر تیرباران شده ات، سلام ای امام غریب، ای کریم آل طه!
امام صادق (ع) در توصیف امام مجتبی (ع) به نقل از جد بزرگوارشان، سیّدالساجدین (ع) می فرمایـند: حسن بن علی (ع) عابدترین، زاهدترین و با فضیلت ترین مردم  زمان خود بود.
ایشان در طول حیات پربرکت خود ۲۵ بار و به روایتی ۲۰ بار، با پای پیاده حج به جا آورده اند ....   


 
سراپرده ی دل در فقدان خاتم مهر و صفا سیه پوش است چاپ نامه الکترونیک

پیامبر گرامی اسلام‌ صلّی‌الله‌علیه وآله‌وسلّم که برای هدایت بشریت در سراسر عـمر پربرکت خود از هیچ تلاشی فروگذار نبودند، در آخرین روزهای حیات خویش، با وجود بیماری شدید، به مسجد رفتند و برای آخرین بار سفارش هایی به مردم فرمودند.

در بخشی از سخنان آن حضرت چنین آمده است: ای مردم من دو امانت گرانبها در میان شما قرار می دهم که هرگز از هم جدا نخواهند شد تا روز قیامت در کنار حوض کوثر بر من وارد شوند: یکی قرآن و دیگری اهل بیت و عترتم . .   

 

 

 
جستاری کوتاه در باب نظر اسلام درباره‌ی مسیحیّت امروزی چاپ نامه الکترونیک

                                             بسم الله الرّحمن الرّحیم

                    جستاری کوتاه در باب نظر اسلام درباره‌ی مسیحیّت امروزی
۱/مدرسه‌ی توحید و تسلیم کلاس‌های متعدّد دارد که معلّم آنها انبیا و متن درسی آنها کتب آسمانی است. بشریت شاگرد این مدرسه است و در طیّ تاریخ، با رشدی که می‌یافته، به کلاس‌های بالاتری که دروس آنها متناسب با نیاز جدید و بالاتر او باشند، احتیاج پیدا می‌کرده و خدا هم برای او کتاب و معلّم جدید می‌فرستاده و کلاس بالاتر را دائر می‌کرده است. بنابراین همه‌ی انبیا در یک راستا و جهت فعالیت می‌کرده‌اند و هیج اختلاف و تعارضی بین آنها و کتب و دینشان نیست؛ بلکه مکمّل برنامه‌ی یکدیگر بوده‌اند. قرآن کریم بارها بر این حقیقت تصریح نموده است. (سوره‌ی بقره، آیه‌های ۱۳۶ و ۲۸۵ و سوره‌ی آل‌عمران، آیه‌ی ۸۴)

رشد بشر، هم در زمینه‌ی نیل به ظرفیّت درک معارف بلندتر و عمیق‌ترِ اعتقادی و هم در عرصه‌ی بالا رفتن ظرفیّت ضابطه‌پذیری و مراعات مقرّرات گسترده‌تر، جامع‌تر و حاوی جزئیّات بیشتر در زندگی عملی خویش، اقتضا کرده خداوند پی‌درپی پیامبرانی با تعالیمی متناسب با رشد انسان‌های هر دوره و عصر بفرستد و چون هر دین مربوط به مرحله‌ای از رشد بشر است و وقتی بشریت از آن دوره گذشت، دین مزبور، چه در زمینه‌ی معرفتی و اعتقادی و چه در عرصه‌ی دستورالعمل‌ها و احکام، دیگر پاسخگوی نیازهای او نخواهد بود، بشر در هر زمان باید از دین جدیدی که خداوند ‌فرستاده پیروی کند. بنابراین انسان‌ها در هر زمان موظّفند همواره به آخرین دین و پیامبر الهی بگروند.
پیروی از دینی که دوران آن گذشته و پس از آن دین دیگری از جانب خداوند آمده است، کاری نادرست و غیرمنطقی است؛ کما اینکه دانش‌آموزی که کلاس دوم را طی کرده است، معقول نیست مجدّداً سر کلاس دوم بنشیند؛ بلکه باید به کلاس سوم و معلّم و کتاب درسی آن مراجعه نماید و این واقعیت به‌هیچ‌وجه به‌معنای نفی و انکار ارزشمندی معلّم و کتاب و دروس کلاس دوم نیست.
در نتیجه با توجّه به آمدن پیامبر اسلام و تعالیم قرآن از جانب خداوند، پیروی از انبیا و کتاب‌های آسمانی قبل کاری خطا و ناموجّه بوده و مورد پذیرش خداوند نیست. قرآن کریم به این امر نیز تصریح نموده است. ( سوره‌ی آل‌عمران، آیه‌ی ۸۵)  براین اساس تبعیّت از مسیحیّت در این عصر جایز نیست.

۲/ متأسفانه بشر جاهل دست به تحریف کتاب‌های آسمانی قبل زد. در نتیجه، آنچه امروز از کتاب‌های ادیان قبل از اسلام در دسترس است، آمیزه‌ای از حقایق آسمانی و خرافات و اباطیل بشری است.

شواهد تحریف‌شدگی کتاب مقدّس: موارد حاکی از تحریف و دستکاری شدن کتاب مقدّس است، در قالب دو محور زیر قابل دسته‌بندی است.

محور اوّل: کتاب آسمانی هرگز تناقض‌گویی نمی‌کند؛ کما اینکه قرآن کریم یکی از دلایل الهی بودن خود را نبود تناقض بین مطالب آن عنوان نموده است. ( آیا درباره قرآن نمی اندیشند که اگر از جانب خدا نبود در آن تناقضات و اختلافات بسیاری یافت می‌شد. سوره‌ی نساء، آیه‌ی ۸۲)؛ ولی کتاب مقدّس مملوّ از دوگانه‌گویی و تناقض است. نمونه‌هایی از آنها به شرح زیر است.

۱/ انجیل متّی باب ۲۷ آیه ۶۳ و انجیل لوقا باب ۲۴ آیه ۲۱ و انجیل مرقس باب ۱۰ آیه ۳۵ و انجیل متّی باب ۱۲ آیه ۴۰ و باب ۱۶ آیه ۴ و انجیل لوقا باب ۱۱ آیه ۲۹ می گویند عیسی پس از ۳ روز از قبر برخاست؛ ولی انجیل مرقس باب ۱۵ و باب ۱۶ آیه ۱ تا ۵ و انجیل لوقا باب ۲۴ آیات ۱ تا ۴ و انجیل یوحنا باب ۲۰ آیه ۱ تا ۱۱می گویند عیسی ۲ شب و ۱ روز در قبر ماند.

۲/ انجیل متّی باب ۱۹ آیات ۲۷ و ۲۸ می‌گوید همه‌ی ۱۲ حواری مسیح در بهشتند؛ ولی انجیل یوحنا باب ۱۲ آیات ۴ تا ۷ و باب ۶ آیات ۳ تا ۷ می‌گوید یکی از حواریون یعنی یهودا اسخریوطی خائن است. 

۳/ انجیل متّی باب ۱۲ آیات ۱۴ و ۱۵ می‌گوید عیسی در کودکی در مصر بود؛ ولی انجیل لوقا باب۱ آیه ۳۹ می‌گوید در یهودیّه بود.

۴/ انجیل متّی باب ۲ آیه ۲۲ و انجیل مرقس باب ۱ آیه ۴ می‌گوید عیسی پس از مرگ هیرودیس در جلیله بود؛ ولی انجیل یوحنا باب ۲ آیه ۱۳ می‌گوید در اورشلیم بود.

۵/ انجیل متّی باب ۱۰ آیه ۳ می‌گوید حواری دوازدهم تدی است؛ ولی انجیل لوقا باب ۲۲ آیه ۳ می‌گوید حواری دوازدهم یهودا اسخریوطی است.

۶/ انجیل متّی باب ۳ آیات ۱۳ تا ۱۶ و انجیل مرقس باب ۱ آیه ۹ می‌گوید عیسی به دست یحیی تعمید یافت؛ ولی انجیل لوقا باب ۳ آیات ۱۹ تا ۲۱ می‌گوید یحیی در آن وقت زندانی بود و عیسی خود غسل تعمید کرد.

۷/ انجیل متّی باب ۱۱ آیه ۱۷ می‌گوید عیسی ۴ روز قبل از عید فصح به اورشلیم وارد شد؛ ولی انجیل یوحنا باب ۲ آیه ۱۳ و باب ۱۲ آیه ۱می‌گوید ۵ روز بعد از عید فصح وارد شد.

۸/ انجیل متّی باب ۲۱ آیه ۷ می‌گوید عیسی هنگام ورود بر ۲ الاغ سوار بود؛ ولی انجیل یوحنا باب ۱۲ آیه ۱۴ می‌گوید بر ۱ الاغ سوار بود.

۹/ هر یک از چهار انجیل اولین کسانی را که عیسی را پس از مصلوب شدن دیدند، متفاوت با سایر انجیل ها نقل کرده‌اند. انجیل یوحنا باب ۲۰ آیات ۱۴ تا ۲۴، انجیل لوقا باب ۲۴ آیات ۱۳ تا ۳۶، انجیل مرقس باب ۱۶ آیات ۹ تا ۱۴ و انجیل متّی باب ۲۸ آیات ۱ تا ۹.

۱۰/ انجیل یوحنا باب ۱۷ آیه  ۳  و رساله اعمال رسولان باب ۹ آیه ۶ می‌گوید عیسی خداست؛ ولی انجیل یوحنا باب ۱ آیات ۱ و ۱۴ و باب ۳ آیه ۱۶ می‌گوید عیسی پسر خداست.

۱۱/ انجیل متّی باب ۲۷ آیات ۴۴و ۴۵ می‌گوید هر دو نفری که با عیسی به دار آویخته شدند، به عیسی بد گفتند؛ ولی انجیل لوقا باب ۲۳ آیات ۴۰ تا ۴۲ می‌گوید یکی از آنها از عیسی دفاع کرد.

۱۲/ انجیل مرقس باب ۶ آیات ۸ تا ۱۰ می‌گوید عیسی دستور داد جز عصا و کفش چیزی نپوشند؛ ولی انجیل متّی باب ۱۰ آیات ۱۰ و ۱۱ و انجیل لوقا باب ۹ آیه ۳ و باب ۱۰ آیه ۴ می‌گوید عیسی گفت عصا و کفش برندارید.

۱۳/ انجیل متّی باب ۲۶ آیات ۷۰ و ۷۱ می‌گوید بازپرسان پطرس ۲ کنیز بودند؛ انجیل مرقس باب ۱۴ آیات ۶۷ تا ۷۰ می‌گوید ۱ کنیز ۲ بار او را بازجویی کرد؛ انجیل لوقا باب ۲۲ آیه ۵۵ تا ۵۹ می‌گوید ۱ کنیز و ۱ مرد پطرس را بازجویی کردند.

۱۴/ انجیل متّی باب ۱ آیه ۱۶ می‌گوید پدر بزرگ عیسی یعقوب نام داشت؛ ولی انجیل لوقا باب ۳ آیه ۲۴ می‌گوید هالی نام داشت.

۱۵/ انجیل متّی باب ۱ آیه ۱۶ و انجیل لوقا باب ۳ آیه ۲۴ نسب عیسی را مختلف نقل کرده‌اند.

۱۶/ انجیل متّی باب ۱ آیات ۱۷ و ۱۸ می‌‎گوید از ابراهیم تا عیسی ۴۲ پشت فاصله بود؛ ولی انجیل لوقا باب ۳ آیات ۲۳ تا ۲۸ می‌گوید ۵۶ پشت فاصله بود.

۱۷/ انجیل متّی باب ۱ آیه ۷ و انجیل لوقا باب ۳ آیه ۳۱ می‌گوید عیسی از نسل داود است؛ ولی انجیل متّی باب ۲۲ آیات ۴۱ تا ۴۶ خود عیسی این امر را انکار می‌کند.

۱۸/ انجیل متّی باب ۱ آیه ۷ و انجیل لوقا باب ۳ آیه ۳۱ می‌گوید عیسی از طریق پدرش یوسف از نسل داود شاه است؛ ولی انجیل متّی باب ۱ آیه ۱۶ می‌گوید یوسف شوهر مریم بود، نه پدر عیسی؛ زیرا او از روح القدس به وجود آمد.

۱۹/ انجیل یوحنا باب ۸ آیه ۱۴ می‌گوید شهادت عیسی در مورد خودش راست است؛ ولی انجیل یوحنا باب ۵ آیه ۳۱ می‌گوید شهادت عیسی درباره خودش راست نیست.

۲۰/ انجیل لوقا باب ۱۸ آیه ۱۹ می‌گوید مسیح می‌گوید به من نیکو نگویید، تنها خدا نیکوست؛ ولی انجیل یوحنا باب ۱۰ آیه ۱۱ می‌گوید عیسی به خودش نیکو می‌گوید.

۲۱/ انجیل متّی باب ۵ آیه ۱۷ می‌گوید عیسی فرمود من برای نسخ و باطل کردن تورات و کتب پیامبران قبل نیامده‌ام؛ بلکه آمده‌ام آنها را تکمیل کنم و آنها تا قیامت نسخ نمی‌شوند؛ ولی در رساله پولس به رومیان باب ۴ آیات ۱۴ و ۱۵ و باب ۷ آیات ۴ و ۶ و رساله به تیماتؤس اوّل باب ۴ آیه ۴ و نامه به غلاطیان باب ۳ آیات ۱۳ و ۲۵ و باب ۵ آیه ۱۸ و باب ۳ آیه ۲۴ و نامه به افسسیان باب ۲ آیه ۱۵ و نامه به عبرانیان باب ۷ آیه ۱۸ و باب ۸ آیه ۷ و باب ۹ آیه ۱۰ و باب ۱۹ آیه ۱۰ پولس می‌گوید مسیح با مصلوب شدن ملعون خدا شد و از این راه عمل به احکام شریعت را نسخ کرد.

محور دوم: عقاید مطرح در کتاب مقدّس درباره خداوند و انبیای الهی: به روشنی از تحریف شدن کتاب مقدّس خبر می‌دهد؛ زیرا ساحت پروردگار متعال و انبیای عظام از اباطیل و نسبت های ناروای مزبور پاک و مبرّاست و محال است کتاب آسمانی یی که دستکاری و تحریف نشده باشد، حاوی چنان اراجیفی باشد. به نمونه‌هایی از آن موارد ذیلاً اشاره می کنم.

۱/ سِفر خروج باب ۳ آیه ۸ می‌گوید موسی خداست.  صحیفه اشعیاء نبی باب ۹ آیات ۶ تا ۹ و انجیل یوحنا می‌گوید عیسی خداست. انجیل یوحنا باب ۱ آیات ۱ و ۱۴ و باب ۳ آیه ۱۶ می‌گوید عیسی پسر خداست؛ در حالیکه انجیل یوحنا باب ۱۷ آیه ۳ و انجیل مرقس باب ۱۲ آیات ۲۳ تا ۲۹ از خدای واحد سخن گفته است.

۲/ سِفر پیدایش باب ۳۲ آیه ۲۵ تا ۳۱ می‌گوید یعقوب با خدا کشتی گرفت و خدا را به زمین زد.

۳/ سِفر پیدایش باب ۳ آیات ۷ تا ۱۱ می‌گوید آدم و حوّا در بهشت خود را پشت درختان از خدا پنهان کردند و خدا آنها را نمی‌دید.

۴/ کتاب اوّل پادشاهان باب ۱۱ آیات ۵ تا ۹ می‌گوید سلیمان نبی بتخانه ساخت.

۵/ سِفر خروج باب ۳۲ آیات ۱ تا ۵ می‌گوید هارون پیامبر گوساله‌ای به عنوان خدا ساخت.

۶/ سِفر اعداد باب ۲۰ آیه ۱۲ و باب ۲۷ آیه ۱۴ می‌گوید موسی و هارون پیامبر بی‌دین بودند.

۷/ در حالی که سِفر تثنیه باب ۲۲ آیه ۲۱ و باب ۲۳ آیات ۲ و ۱۷ می‌گوید زنا و زنازاده منفور است؛ کتاب مقدّس مسیح را در سه پشت زنازاده معرّفی می‌کند. نفر اوّل فارص را که در انجیل متّی باب ۱ آیه ۲ و انجیل لوقا باب ۳ آیه ۳۳ و سِفر پیدایش باب ۳۸ آیه ۲۹/ نفر دوم بوعز فرزند راحاب  را که در انجیل لوقا باب ۳ آیه ۳۲ و انجیل متّی باب ۱ آیات ۴ و ۵ ( صحیفه هوشع نبی باب ۲ آیه ۱ راحاب را زنی زناکار معرّفی کرده است.) سوم سلیمان بن داود را که انجیل متّی باب ۱ آیه ۱۶ ( کتاب دوم سموئیل نبی باب ۱۱ آیات ۲ به بعد می‌گوید داود پیامبر با زن اوریای حتی زنا کرد و سلیمان پیامبر به دنیا آمد.)

۸/ سِفر پیدایش باب ۱۹آیات ۳۱ تا ۳۸ می‌گوید دختران لوط پیامبر به او شراب خوراندند و در حالی که مست بود، یک به یک با پدرشان زنا کردند و از او فرزنددار شدند.

۹/ کتاب دوم سموئیل باب ۱۱ آیات ۳ تا ۲۷ می‌گوید داود پیامبر اوریای حتّی را کشت و با زنش زنا کرد.

۱۰/ صحیفه هوشع نبی باب ۱ آیه ۲ می‌گوید خداوند به هوشع نبی دستور داد زن زناکار بگیرد.

۱۱/در حالی که انجیل لوقا باب ۱ آیه ۱۵ شراب ننوشیدن یحیی پیامبر را ستوده و رساله پولس به افسسیان باب ۵ آیه  ۱۸  می‌گوید مست شراب نشوید و سِفر لاویان باب ۱۰ آیات ۸ تا ۱۱ و صحیفه اشعیاء نبی باب ۵ آیه ۱۱ و باب ۲۸ آیه ۷ می‌گوید شراب حرام است؛ ولی انجیل یوحنا باب ۲ آیات ۱ تا ۱۲ شراب ساختن را معجزه عیسی و شرابخوری را پسندیده دانسته و انجیل متّی باب ۲۶ آیه ۲۷ و انجیل لوقا باب ۷ آیه ۳۳ و انجیل متّی باب ۱۱ آیه ۱۹ از شراب خوردن عیسی و سِفر پیدایش باب ۹ آیات ۲۱ تا ۲۶ از شرابخوری و مستی نوح پیامبر سخن گفته است.

۱۲/ انجیل یوحنا باب ۷ آیات ۸ به بعد از دروغگویی عیسی سخن گفته است.

دو محوری که تاکنون توضیح داده شد، به روشنی حکایت می‌کند کتاب مقدّسی که در دست مسیحیان امروزی است، غیر از کتب آسمانی اوّلیّه است و دچار تحریف شده است.

شواهد بارزی وجود دارد که هم تورات و هم اناجیل کنونی بعد از حضرت موسی علیه‌السّلام و حضرت عیسی علیه‌السّلام نوشته شده‌اند. هم در عهد قدیم سِفر تثنیه باب ۴۳ آیه ۵ ماجرای مرگ موسی علیه‌السّلام و دفن او و عزاداری برای او نقل شده که حاکی از آن است که این کتاب بعد از مرگ موسی علیه‌السّلام نوشته شده است و هم در انجیل متّی باب ۲۷ و انجیل مرقس باب ۱۵ و انجیل لوقا باب ۲۳ آیه ۳۳ و انجیل یوحنا باب ۱۹ آیه ۱۸ ماجرای مصلوب شدن عیسی علیه‌السّلام و دفن وی نقل شده است که نشان می‌دهد این انجیل‌ها پس از عیسی علیه‌السّلام نوشته شده‌اند.

                بشارات کتاب مقدّس بر پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله و سلم
بشاراتی در کتاب مقدّس بر دین و پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله و سلم وجود دارد که از دست تحریف محفوظ مانده است. ذیلاً چند نمونه از این بشارات ذکر می‌شود؛ ولی تعداد بشارات کتاب مقدّس بر ظهور پیامبر اسلام بسیار بیشتر از موارد زیر است.

۱/ بشارت عیسی علیه‌السّلام بر آمدن تسلّی دهنده، در انجیل یوحنا باب ۱۴ آیه ۱۷ و باب ۱۵ آیه ۲۷ و باب ۱۶ آیه ۷/ ( آنچه به فارسی تسلّی دهنده ترجمه شده است در متن عبری کتاب مقدّس فارقلیط است که ترجمه فارسی صحیح آن ستوده یعنی محمّد صلی الله علیه و آله و سلم است.)

۲/ بشارت عیسی علیه‌السّلام بر آمدن روح راستی پس از وی، در انجیل یوحنا باب ۱۶ آیه ۱۳.

۳/ بشارت عیسی علیه‌السّلام بر آمدن رئیس جهان پس از وی، در انجیل یوحنا باب ۱۴ آیه ۳۰.

۴/ بشارت عیسی علیه‌السّلام بر آمدن پسر انسان پس از وی. بنا به گفته‌ی جیمز‌هاکس‌، مفسّر آمریکایی کتاب مقدّس‌، تعبیر «پسر انسان» در اناجیل‌، حدود هشتاد بار آمده ‌است و از این هشتاد بار‌، تنها سی بار آن با خود حضرت مسیح‌ علیه‌السّلام قابل تطبیق است. در پنجاه مورد دیگر آن‌، سخن از نجات‌دهنده‌ای است که در آخرالزّمان خواهد آمد و مقصود از آن حضرت مسیح علیه‌السّلام نیست.جیمز هاکس‌، قاموس کتاب مقدّس‌، ص ۲۱۹.

۵/ بشارت بر آمدن پیامبری از کوه فاران ( که به گفته قاموس کتاب مقدّس کوهی در مکّه است) در سِفر تثنیه باب ۳۳ آیات ۱ تا ۳ و صحیفه حبقوق نبی باب ۳ آیات ۳ تا ۷.

۶/ پیامبری که خواهد آمد از نسل اسماعیل علیه‌السّلام دوازده امام دارد. سِفر پیدایش باب ۱۷ آیه ۲۰. این در حالی است که پیامبران بنی اسرائیل از نسل اسحاق علیه‌السّلام هستند و تنها پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله و سلم است که از نسل اسماعیل علیه‌السّلام می باشد.

۷/ سِفر تثنیه باب ۱۸آیات ۱۸ تا ۲۲ می‌گوید پیامبری چون موسی خواهد آمد و در باب ۳۴ آیه ۱ می‌گوید از بنی اسرائیل پیامبری چون موسی نخواهد آمد. پس پیامبری که می آید از بنی اسرائیل نیست.

۸/ بشارات فراوانی بر ظهور امام زمان علیه‌السّلام در کتاب مقدّس وجود دارد. از جمله مزامیر یا زبور داود، مزمور ۳۷ آیات ۱ تا ۴ و ۷ و ۹ و ۱۸ و ۲۹ و صحیفه اشعیاء نبی باب ۱۱ آیات ۱ تا ۶ و صحیفه دانیال نبی باب ۱۲ آیات ۱ تا ۵ و ۱۳ و سِفر پیدایش باب ۱۷ آیه ۲۰ و باب ۱۸ آیه ۱۹ و انجیل متّی باب ۲۴ آیات ۳۰ به بعد و انجیل مرقس باب ۱۳ آیات ۳۳ به بعد و انجیل لوقا باب ۱۲.

مسیحی راستین کسی است که پذیرای بشارات فوق باشد و بر پیروی از کتاب و دین تحریف شده‌ای که حتّی اگر تحریف نشده بود نیز دوران آن گذشته و تمام شده و دیگر پاسخگوی نیازهای بشر امروز نبود، اصرار نورزد. ضمن احترام به تمام انبیای الهی و دین و کتابشان، تأکید می‌کنیم که امروز تنها راه صحیح، تبعیّت از اسلام و قرآن و پیامبر اسلام است که از یک سو کتابش خالص و دست‌نخورده است و از سوی دیگر آموزه‌ها و تعالیمش متناسب با نیاز بشر آخرالزّمان است. ادیان قبل و از جمله مسیحیّت، هم با نیاز امروز بشر تناسب ندارند و هم خلوصشان از بین رفته و تحریف شده‌اند.

امید است آنچه ذکر شد، حقیقت را در زمینه‌ی مورد بحث کاملاً روشن کرده باشد. طرح گسترده‌تر این مباحث از ظرفیت این نوشته‌ی مختصر خارج است و باید در قالب کتاب به آن پرداخت.

در پایان بر همه‌ی انبیای الهی از آدم تا خاتم علیهم‌السّلام درود می‌فرستیم و توفیق جامعه‌ی بشری را در هدایت‌یافتن و گرویدن به راه سعادت و بهروزی دوجهانی و دین و شریعتی که برای بشر امروز مورد رضایت الهی است، از خداوند متعال مسألت می‌نماییم. و السّلام علی من اتّبع الهدی.

 

برای دریافت مقاله کلیک بفرمایید

 
کودکان آینه ‏وار رفتارهای والدین را تقلید می‏کنند چاپ نامه الکترونیک

مصاحبه با استاد طیّب به مناسبت روز عفاف و حجاب

کودکان آینه‏ وار رفتارهای والدین را تقلید می‏کنند

لزوم پوشیدگی و حجاب در همة ابعاد فردی و اجتماعی آن، یکی از احکام ضروری اسلام است که رعایت آن در جامعه نه تنها سبب تحکیم بنیان خانواده می‏شود؛ بلکه افزایش امنیت و آرامش روانی افراد را نیز به دنبال خواهد داشت. در حال حاضر بسیاری از خانواده‏ها، از وضعیت پوشش فرزندانشان راضی نیستند؛ که این نارضایتی آنها از یک طرف باعث ایجاد تحمیل و اجبار در پوشش‏های افراطی نسبت به فرزندان می‏شود و از طرف دیگر موجب پافشاری و مقاومت‏های خودسرانة بچه‏ها نسبت به این امر الزام‏آور اسلامی خواهد شد. این معضل و مشکل بزرگ را می‏توان با کوچک‏ترین و جزئی‏ترین راه‏ها حل کرد. در نشست با استاد مهندس مهدی طیب، در رابطه با مسئلة حجاب و ایجاد روحیة عفاف و حیا در وجود کودکان و نوجوانان به گفت وگو پرداختیم. ایشان که از حدود۴۰ سال قبل تاکنون به موازات درس آموزی و کسب فیض از محضر عالمان دین و عارفان اهل یقین، در جهت نشر و آموزش معارف اهل بیت علیهم السّلام به سخنرانی و تدریس در دانشگاه‌ها و جلسات دینی پرداخته و به نگارش و نشر مقالات و  کتب دینی مبادرت ورزیده‌اند؛ از میان روش‏های تعلیم و تربیت به مهم‌ترین وکلیدی‏ترین عامل، یعنی الگوسازی و تقلید اشاره می‏کنند و مهم ترین دوران را در آموختن حجاب، دوران کودکی عنوان می‏کنند. این که کودکان آینه‏وار رفتارهای والدین راتقلید می‏کنند و الگوی عملی که خانواده ارائه می‏کند؛ مانند نحوة پوشش و حجاب مادر یا تقیّد پدر به دستورات دینی، را الگوی خود قرار  می‏دهند؛ این که بزرگترها در درجة اوّل باید به یک باور فردی نسبت به منطق حجاب برسند تا حجاب اسلامی برای فرزندانشان از  حالت تحمیلی خارج شده و دلنشین و لذّت بخش جلوه کند و ...

اگر می‏خواهید فرزندانتان از همان طفولیت با روح حجاب و حد و حدود آن آشنا شوند خو کنند و در نوجوانی و جوانی نیز تابع همان ارزش‌ها عمل کنند و از هنجارها و ارزش‏های پسندیده منحرف نشوند؛ مطالعة این گفت و گو را  از دست ندهید.                                              مریم سادات طباطبایی

باور فردی و اعتقادی بزرگترها به فرهنگ و حجاب و حدو حدود آن

قدم اوّل برای پرداختن به مسألة تبدیل حجاب به یک هنجار در کودکان، متقاعد شدن، معتقدشدن و موظف شدن بزرگترهاست؛ که میتواند شامل خانواده، مربّیان، معلمان مهدکودک‌ها و مدارس یا مسئولان و مدیران جامعه در سطوح مختلف باشد. تا زمانی که آنها متقاعد نشوند؛ یعنی به صورت جدّی پایبندی عملی به حجاب پیدا نکنند؛ به هیچ وجه نمی‌توان این امر را در خصوص کودکان ونوجوانان دنبال کرد. پس این بزرگترها هستند که باید با این منطق آشنا شوند. تعریف حجاب و حد و حدود آن را درک کنند. دلائل و چرایی‌های عقلانی که باعث رعایت این مسأله می‌شود را باور کنند وپیامدهای بسیار خسارت‌باری که بی اعتنایی و کم اعتنایی به این مسأله می‌تواند در جنبه‌های مختلف برای فرد و جامعه ایجاد کند را بشناسند و به صورت جدّی به کسب آگاهی در این مورد بپردازند.

عادت دادن کودکان به حجاب کامل؛ سدی محکم در برابر مقاومت روحی آنها در بزرگسالی 

قدم بعد مربوط به خود کودکان و نوجوانان است. الان با یک نوع مقاومت از سوی دختران دبستانی و راهنمایی نسبت به مراعات کامل حجاب مواجهیم.  ابتدا این سوال مطرح است که اصلاً چرا این مقاومت شکل می‌گیرد؟ اگر ما در همان دوران کودکی یک نوع عادت در پوشش در دخترانمان ایجاد نکنیم؛ بدون شک در بزرگسالی یک مقاومت روحی در مورد آن پوشش در آنها وجود خواهد داشت. بنابراین به ضرورت اُخت شدن و عادت کردن بچه ها به پوشیدگی از دوران طفولیت، باید این اقدام جدّی صورت بگیرد؛ که البتّه این موضوع هم باید ابتدا در وجود خود بزرگترها حل شود. این که منطق حجاب و حدّ و مرز آن را در قالب حجاب کامل اسلامی و شرعی، بدور از هر سوء برداشتی، به صورت جدّی درک کرده باشند ؛ تا بتوانند بر اساس آن حد و حدود، کودکان و نوجوانان خود را با این نوع پوشش عادت بدهند. به طور مثال می توانیم به روپوش ها و یونیفرم های بچه ها در مهدکودک‌ها، دبستان‌ها و حتّی راهنمایی‌ها اشاره کنیم که آیا این نوع پوشش همان حجاب اسلام است؟ و آیا درست است که کودکان خود را با حدّاقلّ حجاب عادت دهیم؟نکته ای که در این میان حائز اهمیت است این است که وقتی ما کودکان و نوجوانان را در پوشش و حجاب اسلامی به حداقل عادت دهیم، وقتی با اندکی سستی و ناهنجاری در جامعه روبه‌رو شوند، این پوشش به حد غیرقابل قبولی خواهد رسید و حجاب شرعی و اسلامی به طور کامل منتفی خواهد شد. پس باید در مهد کودک‌ها و دبستان‌ها و حتّی راهنمایی‌ها، برای کودکان و نوجوانان دختر حجاب و پوششی به شکلی دوست‌داشتنی و مطبوع، به‌عنوان یونیفرم‌ و روپوش‌ پیش‌بینی شود. در این صورت بچه از همان دوران طفولیت به مراعات حجاب کامل عادت می‌کند و در سنین بالاتر، مراعات حجاب برای او امری عادی و طبیعی خواهد بود؛ همان‌طور که هر یک از دختر و پسر، از همان آغاز طفولیت، به پوشیدن لباس دخترانه یا پسرانه عادت می‌کند و لذا در سنین بالاتر اگر بخواهیم لباس جنس مقابل را بر تن کند؛ برای او دشوار و ناگوار است. چنان چه بزرگان فرموده‌آند العلم فی الصغر کالنّقش فی الحجر، یعنی زمانی که حقیقتی در کودکی به فرد آموخته شود، همانند کنده‌کاری روی سنگ، در طول عمرش پایدار خواهد بود.پس بعد از آگاهی کامل بزرگترها از مسئله حجاب و منطق آن، در قدم بعد باید کودکان و نوجوانانمان را از همان طفولیت با این نوع پوشش عادت دهیم تا در بزرگسالی همچون سدی محکم باعث پایداری و مقاومت آن ها در مراعات حجاب شود.

حیا و عفاف در فرزندانمان نباید باعث خجالتی شدن آن ها شود

در رابطه با بحث حیا و عفاف که مربوط به ترتیب اخلاقی بچه ها است، باید سرمایه گذاری حساب‌شده‌ای صورت بگیرد تا این روحیه در باطن و درون آن ها تقویت شود؛ که اگر این کار در حد صحیح و حساب‌شدة آن انجام شود؛ بدون شک بر حجاب و پوشش و ظاهر آن ها نیز تاثیر خواهد گذاشت، اما والدین باید مواظب باشند که در تقویت روحیه حیا و عفاف در وجود فرزندانشان افراط نکنند که منجر به خجالتی شدن آن ها شود که این نیز همچون بی‌حیایی، یک بیماری اخلاقی و روانی خواهد بود و برای ریشه‌کنی و درمان آن راه دشواری باید پیمود. حیا به عنوان یک ویژگی اخلاقی ارزشمند،درباطن و درون آدمی به شمار می‌رود و آن زمانی است که فردی از انجام کار ناستوده‌ای پرهیز می‌کند؛ امّا خجالتی بودن زمانی است که کاری درست و پسندیده را نتواند انجام دهد. پس این دو را نباید به یک معنا پنداشت. برای ریشه‌دار شدن حجاب در شخص، در همان سنین طفولیت باید به این بُعد از تربیت اخلاقی فرزندان پرداخت، تا قوّت حیا و عفاف در باطن پاک آنها، منجر به رعایت حجاب از سوی آنها شود و آن باعث ایجاد عادت به پوشش اسلامی از همان خردسالی گردد.

اصل تقلید و الگو پذیری در کودکان و نوجوانان

دوران کودکی، دوران تقلید و الگوپذیری از شخصیت های مورد علاقه است. به طور مثال، دختر بچه دو ساله‌ای که مادر خود را درحال نمازخواندن می بیند،کنار او می‌ایستد و از حرکات او تقلید می‌کند. از این اصل الگوپذیری و تقلید باید به بهترین نحو استفاده شود تا بتوانیم کودکانمان را به سمت پوشش سرشار از حیا و حجاب سوق دهیم. از مواردی که می‌تواند در رابطه با این الگوپذیری مؤثّر باشد، بزرگترهای مورد علاقة کودک، مثل مادر، خواهر، مربّیان و اقوام نزدیک و ... هستند هنگامی که آنها مظهر یک پوشش کامل اسلامی باشند. این تقلید در طفولیت از سوی دختران سبب می‌شود این پوشش برای آنها مطبوع و لذت بخش شود و لذا هیچ وقت تبدیل به یک نوع امر تحمیلی و سخت در بزرگسالی نمی‌شود. مورد بعد در حوزة الگوها و تقلیدپذیری کودکان عکس‌هایی است که در کتاب‌ها، چه داستانی و چه درسی و در مجلات کودکان چاپ می‌شود. وقتی عکس‌ها از شخصیت‌های مورد علاقة کودکان باشند؛ قطعاً به خاطر علاقه ای که به آنها دارند، از طرز پوشش آنها هم تقلید می‌کنند.

پس کارکردن روی نقاشی‌ها و عکس‌های کتاب‌های کودکان، با توجّه به تقلید و الگوپذیری همه جانبة آنها موضوع بسیار مهمّی است؛ اینکه در همة عکس‌ها و تصاویر باید پوشش مطلوب اسلام رعایت شود تا از این رهگذر حجاب برای آنها امری پذیرفتنی و دوست‌داشتنی شود. وقتی کودکان عادت کنند که در کتابها و مجلات زن و دختر را با پوشش اسلامی و شرعی ببینند؛ از همان خردسالی این نوع پوشش و حجاب برایشان یک امر عادی و مطلوب خواهد شد، مورد دیگری که میتوان در این زمینه به آن پرداخت، شخصیت‌های واقعی و مجازی در تلویزیون هستند که چه در قالب کارتون‌، انیمیشن و ... و چه در قالب فیلم‌هایی که از افراد واقعی تهیه می‌شود کودک با آنها رابطه برقرار می‌کند. به طور کلی در عصر حاضر تلویزیون به خاطر حضور فوق‏العاده تاثیرگذارش در خانواده، حتّی از پدر و مادر هم قوی‏تر ظاهر شده و تاثیرات همه جانبه‏ای روی شکل گیری شخصیت کودکان و نوجوانان دارد و کودکان به خاطر تعامل سریع و راحتی که با تلویزیون برقرار می‏کنند؛ به سرعت از شخصیت های آن الگوبرداری می‌کنند. هر چه هم سن او بیشتر شود، این وابستگی‏ها قوی تر می‌گردد. پس اگر بتوانیم چهره‏های انیمیشنی و کارتونی، همچنین بچه‌های بازیگر فیلم‌ها و نمایشنامه‌های تلویزیونی و کودکان شرکت کننده در مسابقه‏ها و ... را با پوشش مطلوب و اسلامی عرضه کنیم، قطعاً کودکان از پوشش آنها تقلید می‏کنند و آن ها را الگوی پوشش و رفتار خود قرار می‏دهند. مورد بعد، مربّیان، معلّمان و حتّی کارمندان و مدیران موسسه‏های فرهنگی هستند. در مهدکودک ها و یا مدارس، یک مربّی که پوشش اسلامی دارد و به شدّت هم مورد علاقة بچه‌ها است، تبعاّ به دلیل همان الگوپذیری، بچه‌ها تلاش می‏کنند خود را شبیه او کنند. و این سبب می‌شود مراعات حجاب و پوشش برای کودکان و نوجوانان دوست داشتنی و لذّت‌بخش شود، نه تحمیلی، خشک و تنها از سرانجام وظیفه و اجبار.

تفهیم منطق حجاب از راه تمثیل ها و داستان های جذّاب

کار دیگری که در این رابطه اهمیت دارد؛ تفهیم منطق حجاب با استفاده از داستان و تمثیل است. چون کودکی که در خردسالی به سر می برد، هنوز ذهن منطقی او شکل نگرفته و نمی‏توان با استدلال و برهان‌های منطقی، او را متقاعد کرد. پس برای تفهیم چرایی حجاب و متقاعد کردن کودکان، باید از تمثیل و داستان های جذّاب مختلف کمک گرفت و چرایی‌هایی حجاب را در حدی که برای او قابل فهم باشد و در ذهن او بگنجد، از این راه به او تفهیم کرد؛ چرا که کودکان مثل‌ها و داستان‌ها را خیلی خوب درک می‏کنند و روح آنها را می‏فهمند. لذا باید سعی کرد پوشش اسلامی که برای آن ها تبدیل به عادت شده، برایشان منطقی گردد تا در وجودشان تثبیت شود. البتّه به مرور که بزرگ‌تر می‏شوند؛ باید تمثیل و داستان تبدیل به استدلال و برهان شود. افرادی که در کار تعلیم و تربیت و نوشتن داستان‏های کودکان و نوجوانان هستند، باید خودشان را مجهّز به توانمندی‏های علمی، هنری و ادبی در انتقال چرایی‏‏های حجاب کنند و با بهره‏گیری از هنر و ملزومات مربوط به آن‏، برای دلنشین‌تر کردن منطق حجاب و تفهیم آن تلاش کنند. این تلاش می‏تواند در قالب سرودن شعر و سرود، نگارش داستان، ترسیم نقاشی و کاریکاتور، مجسمه‌سازی، اجرای نمایشنامه‏ها، برگرازی مسابقات گروهی و ... باشد.

تلویزیون ؛ متّهم ردیف اول

در رابطه با امر حجاب امروزه با معضلات جدّی و پدیده‏های مخربی رو‌به‌رو هستیم. متهم ردیف اول در این زمینه، پرمخاطب‌ترین وسیلة ارتباط جمعی، یعنی تلویزیون است که می‌تواند مؤثّرترین وسیلة انتقال الگوها و مفاهیم ارزشی برای توسعة فرهنگ دینی باشد. کودک از یک سال و نیم تا دو سالگی با تلویزیون تعامل برقرار می‏کند و برنامه‏های آن را در حدّ کارتون‏ها و تصاویر رنگی آن می‏فهمد. وقتی در این برنامه‏های کارتونی و نمایشی، زنان و کودکان بدون پوشش و حجاب اسلامی می‏بیند، ناخودآگاه از آن ها تاثیر می‏پذیرد و برای خود الگو برمی‌دارد. فیلم‏های کارتونی و انیمیشنی اغلب با فرهنگ و اعتقادات و سبک زندگی غربی، در کشورهای غیر اسلامی تولید و به کشورهای اسلامی صادر می‏شود. دیدن این برنامه‌ها برای کودکان و نوجوانان، ثمره‏ای جز غرب زدگی و ناهنجاری‏های اخلاقی و فرهنگی نخواهد داشت. تولیدات داخلی هم از این عیب مبرّا نیست. برنامه سازان ما در رابطه با این مسئله باید بیشتر تأمّل کنند.اغلب آنها تکنیک ساخت برنامه‏ها و ارائة آنها را آموخته‌اند، امّا علمی که باید با این تکنیک ها منتقل شود را ندارند. آنها باید قبل از هرگونه آموزش در زمینة مجری‏گری، گویندگی، فیلم‏سازی، کارگردانی، سناریونویسی و ... باید مباحث علمی مختلف را در حوزه‏های معارف و فرهنگ اسلامی، تعلیم و تربیت، جامعه شناسی و روانشناسی و ... بیاموزید و بعد برای انتقال این علم، از تکنیک‌های هنری استفاده کنند. برنامه هایی که ما در داخل کشور برای کودکان و نوجوانان تولید می‏کنیم هم اغلب به شدّت بدآموز است. در استفاده از برنامه ها هم حریم و حد برای مقاطع مختلف سنّی رعایت نمی‌شود . امام خمینی (ره) نیز فرمودند:‏«رادیو و تلویزیون یک دانشگاه است برای همة جامعه» براستی این دانشگاه به گوه‌های سنّی مختلف جامعه چه می‌آموزد و دستاورد سی سال آموزش آن چه بوده و جامعه از نظر همسویی با فرهنگ و سبک زندگی اسلامی به کجا رسیده است؟

در دنیای امروز، کودک قبل از نقش‌پذیری از جامعه، از تلویزیون تأثیر می‏پذیرد. در عصر حاضر، نقش این رسانة جمعی، قوی‌تر از نقش خانواده، مربّی، معلّم، مدرسه، استاددانشگاه و ... شده است. پس باید با برنامه ریزی و سیاست گذاری‏های دقیق در این رسانه، الگوهای منفی بزنامه‌های تلویزیون را از بین برد و با راه کارهای علمی و حساب‌شده و به جا، به اشاعة فرهنگ صحیح دینی و سبک زندگی اسلامی پرداخت.

مورد دیگری که به شدّت نقش مخرب دارد، محیط مهدکودک‏ها، دبستان‏ها، مدارس راهنمایی‏ و نیز پوشش مربّیان و کارکنان آن‏هاست. وقتی هیچ نظارت و حساسیتی در این زمینه صورت نمی‏گیرد و مسئولان و مربّیان و کارکنان آنها مکلّف نمی‏شوند پوشش اسلامی را رعایت کنند، حضور آن‏ها با پوشش‌های غیر اسلامی تأثیر مخرّبی روی بچه‌ها برجا می‌گذارد.

در پایان مجدداً تأکید می‌کنم به جای تحمیل کردن حجاب به کودکان و نوجوانان؛ و تبدیل کردن آن به یک اجبار تلخ در بزرگسالی؛ باید از یک سو تمهیدات تربیتی که به آنها اشاره شد را فراهم ساخت و از سوی دیگر، معضلات و عوامل مخرّب را در این زمینه شناسایی کرده و در جهت رفع آن‏ها، اقدام جدّی نمود.

 
منجی‌باوری در مسیحیّت و عهد جدید ( انجیل‌های چهارگانه و رساله‌های ملحق به آن ) چاپ نامه الکترونیک

منجی‌باوری در مسیحیّت و عهد جدید ( انجیل‌های چهارگانه و رساله‌های ملحق به آن )

مسیحیان علاوه بر عهد عتیق، به عهد جدید نیز معتقدند و مجموعه­ی آن دو را کتاب مقدّس یا Bible    می‌نامند. عهد جدید مجموعه­ی چهار انجیل به علاوه­ی رساله­های ملحق به آن است. در اناجیل اربعه از زبان عیسی‌بن‌مریم(علیهما السلام) و در رساله­های ملحقه، از زبان حواریّون و قدّیسین مسیحیّت، بارها و بارها بر مسئله­ی اقامه­ی عدالت، دین، فضیلت و اخلاق و ریشه­کن شدن فساد و تباهی از جهان بشری در فرجام تاریخ توسط یک انسان کامل، سخن گفته شده است.




اینک به بیان مواردی از اشاره به مهدویّت در عهد جدید می‌پردازیم‌:

در انجیل متّی آمده است‌: همچنان که برق از مشرق ساطع شده تا به مغرب ظاهر می‌شود، ظهور پسر انسان نیز چنین خواهد شد... آنگاه علامت پسر انسان در آسمان پدید گردد و در آن وقت جمیع طوایف زمین سینه‌زنی کنند و پسر انسان را ببینند که بر ابرهای آسمان با قوّت و جلال عظیم می‌آید و فرشتگان او را با صور بلندآواز فرستاده، برگزیدگانِ او را از بادهای اربعه از کران تا به کران فلک‌ فراهم خواهند آورد‌. ... آسمان و زمین زایل خواهند شد‌؛ لیکن سخنان من هرگز زایل نخواهد شد. امّا از آن روز و ساعت هیچ‌کس اطّلاع ندارد‌‌؛ حتّی ملائکه‌ی آسمان‌؛ جز پدر من (خداوند) و بس...؛ لهذا شما نیز حاضر باشید؛ زیرا در ساعتی که گمان نبرید، پسر انسان می‌آید.[i] و[ii]

در انجیل مَرقُس نیز آمده است‌: ‌از آن روز و ساعت غیر از پدر (خداوند) هیچ‌کس اطّلاع ندارد؛ نه فرشتگان در آسمان و نه پسر هم (حضرت عیسی‌(علیه السلام)). پس برحذر و بیدار شده، دعا کنید‌؛ زیرا نمی‌دانید که آن وقت کی می‌شود. مثل کسی که عازم سفر شده، خانه‌ی خود را واگذارد، خادمان خود را قدرت دهد، هر یکی را به شغلی خاص مقرّر نماید و دربان را امر فرماید که بیدار بماند. پس بیدار باشید که نمی‌دانید در چه وقت صاحب‌خانه می‌آید؛ در شام یا نیمه‌شب یا بانگ خروس یا صبح. مبادا ناگهان آمده‌، شما را خفته یابد. امّا آنچه به شما می‌گویم به همه می‌گویم: بیدار باشید.[iii]

در انجیل لوقا آمده است: کمرهای خود را بسته، چراغ‌های خود را افروخته بدارید و شما مانند کسانی باشید که انتظار آقای خود را می‌کشند که چه وقت از عروسی مراجعت می‌کند تا هر وقت بیاید و در را بکوبد، بی‌درنگ برای او در را باز کنند. خوشا به حال آن غلامان که آقای ایشان چون آید‌، ایشان را بیدار یابد. هرآینه به شما می‌گویم که کمر خود را بسته، ایشان را خواهد نشانید و پیش آمده، ایشان را خدمت خواهد کرد. پس شما نیز مستعد باشید؛ زیرا در ساعتی که گمان نمی‌برید پسر انسان می‌آید. امّا آن غلامی که اراده‌ی مولای خویش را دانست و خود را مهیّا نساخت تا به اراده‌ی او عمل نماید، تازیانه‌ی بسیار خواهد خورد. من (عیسی مسیح‌) آمدم تا آتشی در زمین افروزم؛ پس چه می‌خواهم اگر الآن درگرفته است‌؛ امّا مرا تعمیدی است که بیایم و چه بسیار در تنگی هستم تا وقتی که آن پسر آید. آیا گمان می‌برید که من آمده‌ام تا سلامتی بر زمین بخشم؟ نی؛ بلکه به شما می‌گویم تفریق را‌؛ زیرا بعد از این پنج نفر که در یک خانواده باشند، دو از سه و سه از دو جدا خواهند شد (تفرقه به وجود خواهد آمد). پدر از پسر و پسر از پدر و مادر از دختر و دختر از مادر و خارسو (مادرشوهر) از عروس و عروس از خارسو‌، مفارقت خواهند نمود.[iv]

بنا به گفته‌ی جیمز‌هاکس‌، مفسّر آمریکایی کتاب مقدّس‌، تعبیر «پسر انسان» حدود هشتاد بار در اناجیل‌ آمده ‌است و از این هشتاد بار‌ تنها سی بار آن با خود حضرت مسیح(علیه السلام) قابل تطبیق است. در پنجاه مورد دیگر آن،‌ سخن از نجات‌دهنده‌ای است که در آخرالزّمان خواهد آمد و مقصود از آن حضرت مسیح(علیه السلام) نیست.[v]



[i]. کتاب مقدّس، عهد جدید، انجیل متّی، باب ۲۴، فرازهای ۳۰ به بعد.

[ii] . امام باقر‌۷ می‌فرمایند: ‌اَلْقٰائِمُ مِنّٰا مَنْصُورٌ بِالرُّعْبِ مُؤَیَّدٌ بِالنَّصْرِ تُطْوىٰ لَهُ الْاَرْضُ وَ تَظْهَرُ لَهُ الْکُنُوزُ یَبْلُغُ سُلْطٰانُهُ الْمَشْرِقَ وَ الْمَغْرِبَ وَ یُظْهِرُ بِهِ اللّٰهُ دِینَهُ عَلَى الدِّینِ کُلِّهِ وَ لَوْ کَرِهَ الْمُشْرِکُونَ فَلٰا یَبْقىٰ فِی الْاَرْضِ خَرٰابٌ اِلّٰا عُمِرَ وَ یَنْزِلُ رُوحُ اللّٰهِ عِیسَى ابْنُ مَرْیَمَ فَیُصَلِّی خَلْفَهُ: قائم ما با القای رُعب در دل‌هاى مخالفان یارى می‌شود. زمین براى او جمع و گنج‌های آن ظاهر مى‌شود. سلطنت او به شرق و غرب عالم می‌رسد و خداوند دین خود را به دست او بر همه‌ی ادیان چیره می‌کند‌؛ اگرچه اهل شرک‌ رضایت نداشته باشند. تمام خرابی‌هاى جهان در دولت او آباد مى‌شود و عیسى‌بن‌مریم۷ از آسمان فرود مى‏آید و پشت سر مهدی(علیه السلام) نماز خواهد گزارد.( طبرسی، اعلام‌الوری، ص ۴۶۳؛ صدوق، کمال‌الدین، ج ۱، ص ۳۳۱)

امام صادق‌۷ می‌فرمایند: وَ یَقِفُ بَیْنَ الرُّکْنِ وَ الْمَقٰامِ فَیَصْرُخُ صَرْخـَﺔً فَیَقُولُ یٰا مَعٰاشِرَ نُقَبٰائِی وَ اَهْلَ خٰاصَّتِی وَ مَنْ ذَخَرَهُمُ اللّٰهُ لِنُصْرَتِی قَبْلَ ظُهُورِی عَلىٰ وَجْهِ الْاَرْضِ ائْتُونِی طٰائِعِینَ فَتَرِدُ صَیْحَتُهُ عَلَیْهِمْ وَ هُمْ عَلىٰ مَحٰارِیبِهِمْ وَ عَلىٰ فُرُشِهِمْ فِی شَرْقِ الْاَرْضِ وَ غَرْبِهٰا فَیَسْمَعُونَهُ فِی صَیْحـَﺔٍ وٰاحِدَﺓٍ فِی اُذُنِ کُلِّ رَجُلٍ فَیَجِیئُونَ نَحْوَهٰا وَ لٰا یَمْضِی لَهُمْ اِلّٰا کَلَمْحـَﺔِ بَصَرٍ حَتّىٰ یَکُونَ کُلُّهُمْ بَیْنَ یَدَیْهِ بَیْنَ الرُّکْنِ وَ الْمَقٰامِ: آ‌نگاه در بین رکن و مقام مى‏ایستد و با صداى رسا مى‏فرماید: اى نقبا و مردمى که به من نزدیک هستید و اى کسانى که خداوند شما را پیش از ظهور من در روى زمین براى یارى من ذخیره کرده ‌است! براى اطاعت از من به سویم آیید‌. صداى او به صورت واحد به همه‌ی آنها می‌رسد و همه آن را خواهند‌ شنید، درحالی‌که آنها در شرق و غرب عالم‌، بعضى در محراب عبادت و گروهى خوابیده‏اند. پس در یک چشم بر هم زدن‌ بین رکن و مقام نزد ایشان خواهند‌ بود. (مجلسی، بحارالانوار، ج ۵۳، ص ۷) مطابق سایر روایات آنان با طیّ الارض یا طیّ السّماء خود را به مسجدالحرام می‌رسانند و خدمت امام۷ حاضر می‌شوند. این تعابیر مشابه بشارت‌هایی است که در اناجیل آمده است.

[iii]. کتاب مقدّس، عهد جدید، انجیل مرقس، باب ۱۳، فرازهای ۳۳ به بعد.

[iv]. کتاب مقدّس، عهد جدید، انجیل لوقا، باب ۱۲، فرازهای ۳۵ به بعد.

[v]. ‌جیمز هاکس‌، قاموس کتاب مقدّس‌، ص ۲۱۹، ماده‌ی «پسرخواهر».

 
<< ابتدا < قبلی 21 22 بعدی > انتها >>

صفحه 22 از 22