کانال تلگرام اهل ولاء کانال تلگرام اهل ولاء اینستاگرام اهل ولاء


جمعه ۱ آبان
۱۴۰۵

11. جمادي‌الاول 1448


23. اکتبر 2026






کربلا، عاشورا، امام حسین علیه السّلام، گریه و سوگواری
تالیفات استاد - کتاب مصباح الهدی
کربلا، عاشورا، امام حسین علیه السّلام، گریه و سوگواری

۞            عاشورا تجلّی خداست.

۞            روز عاشورا روز ظهور لا اِلهَ‌‌ اِلاَّ الله است.

۞            تا ظهر عاشورا کار عبد است و از ظهر به بعد، کار خدا.

۞            نماز و روزه و قرآن و ایمان و هر یک چهار فصل دارند. بهار ایمان، عاشورا است.

۞            امام حسین علیه السّلام را ابتدا خدا توسط عشق شهید کرد، سپس شمر به وسیله‎ی تیغ.

۞            ظهور حضرت ولیِّ عصر عجّل‌الله‌‌تعالی‌‌فرجه جزای کربلاست. همه‎ی مصیبت‎های عالم در کربلا جمع شد و جزای آن شد این آقا.

۞     بنای نظام آفرینش بر قربانی شدن مادون برای مافوق است. همه‎ی موجودات طبیعت خود را قربان مؤمن می‎کنند، او خود را قربان اهل بیت علیهم السّلام و آنها خود را قربان خدا می‎کنند.

۞            فِی بُیُوتٍ اَذِنَ اللهُ اَن تُرفَعَ: در خانه‎هایی که خداوند اذن فرموده از آنجا ذکر خدا به آسمان‎ها بالا رود. این خانه‎ها مثل چاه آرتزین است. کربلا یکی از آنهاست.

۞     همه چیز از آب آفریده شده است. ماهی که از آب آفریده شده و غذایش آب است و در آب غوطه‎ور است، دائم می‎گوید: آب، آب. جویبارها رودها را می‎جویند و رودها دریا را و دریاها اقیانوس را. اقیانوس‎ها هم آب آب می‎کنند و سر به آسمان برمی‎دارند. مخلوق که هستی‎ای جز هستی خالق ندارد، یکپارچه عطش به خالق است.

۞     شب هفتم محرّم که اعلام شد آب را بر اصحاب و اهل بیت اباعبدالله علیه السّلام بسته‎اند، اهل حرم هول کردند. حالا هم شب‎های هفتم محرّم که می‎گویند امشب آب بر اهل حرم بسته شد، شیعه هول می‎کند. هول غیر از خوف و ترس است. در خوف و ترس شخص کمی‎ دوام می‎آورد، ولی وقتی هول آمد، بلافاصله از پا می‎افتد.

۞            در کربلا هم قحط آب بود، هم قحط محبّت.

۞     عصر عاشورا پس از به شهادت رسیدن تمامی ‎اصحاب و خود اباعبدالله علیه السّلام و به آتش کشیده شدن و غارت خیمه‎ها، در عالم حقیقت، مولایمان امام حسین علیه السّلام بلند شدند و سر مبارکشان را به بدن خود ملحق فرمودند. سپس سرهای یک یک اصحاب را نیز به بدن‎ها ملحق نمودند و آنها پیرامون حضرت نشستند. آن‎گاه حضرت کف یکی از دستان خود را به صورت پیاله در آورده و از انگشتان دست دیگرشان آبی درون آن جاری ساختند و همه‎ی اصحاب را سیراب نمودند. آن‎گاه مجلسی برپا شد که پیامبر خاتم و امیرمؤمنان و حضرت زهرا و امام مجتبی و همه‎ی انبیا و اولیا علیهم السّلام در آن حضور داشتند و امام حسین علیه السّلام به شکرانه‎ی موفّقیتی که خداوند در روز عاشورا نصیب آن حضرت و اصحاب بزرگوارش نموده بود، مهمانی برگزار کردند و از همه‎ی انبیا و اولیا پذیرایی نمودند.

۞            چه در بین اهل مَجاز و چه در بین عرفا، هیچ‌جا عشقی مانند آنچه در عاشوراست، طلوع نکرده است.

۞            عرفات در حجّ شیعه، معرفت امام حسین علیه السّلام است و حج بدون درک و وقوف عرفات درست نیست.

۞            فرمود همه‎ی زمین‎ها کربلا و همه‎ی روزها عاشوراست، ولی نفرمود همه‎ی شما امام حسینید؛ گذاشت خودتان درک کنید.

۞            کُلُ یَومٍ عاشُورا وَ کُلُ أرضٍ کَربَلا: همه‎ی روزها عاشورا و همه‎ی سرزمین‎ها کربلاست. پس بگرد و در خودت امام حسین علیه السّلام را پیدا کن.

۞            سالی یک بار عاشورا شیعیان را می‎میراند و زنده می‎کند و مُوتُوا قَبلَ اَن تَمُوتُوا را عملی می‎کند.

۞     شخصی بود که چندان مقید به احکام شرعی نبود، ولی هر وقت در مسیرش به بیرق و پرچم مجالس عزاداری امام حسین علیه السّلام برمی‎خورد، به حضرت سلام می‎داد. آن شخص از دنیا رفت و در قیامت پرونده‎ی اعمالش را رسیدگی کردند و دیدند جهنّمی ‎تمام عیار است. لذا حکم صادر شد او را به جهنّم ببرند. ملائکه پرونده‎ی او را گرفتند و او را به سمت جهنّم بردند. در بین راه آن شخص بیرق امام حسین علیه السّلام را دید. محکم ایستاد و به ملائکه‎ای که او را می‎بردند گفت من در دنیا هیچ‌‎وقت بدون سلام کردن از این بیرق‎ها رد نشدم و الآن هم باید بروم یک سلام بکنم، بعد با شما به جهنّم می‎آیم. ملائکه گفتند نمی‎شود، کار تو تمام است و باید به جهنّم بروی. تا این گفتگو بین آنها در گرفت، حضرت اباعبدالله علیه السّلام که پای آن بیرق ایستاده بودند یک نگاه به آنها کردند و با همین نگاه، آن شخص و ملائکه‎ی همراهش، خود را در حضور حضرت مشاهده کردند. حضرت فرمودند گفتگوی شما بر سر چه بود؟ ملائکه پرونده‎ی اعمال آن شخص را تقدیم حضرت کردند. حضرت نگاهی به آن کردند و به آن شخص فرمودند: این چیه؟ (یعنی چیز خوبی نیست) و پرونده را به ملائکه پس دادند. ملائکه هم راه افتادند تا آن شخص را به جهنّم ببرند؛ امّا در بین راه متوجّه شدند که به سمت بهشت می‎روند. خیلی تعجّب کردند. به پرونده‎ی آن شخص نگاه کردند، دیدند حضرت با همان نگاهشان زیر نامه‎ی اعمال آن شخص نوشته‎اند: یا مُبَدِّلَ السَّیِئاتِ الحَسَناتِ: ای کسی که بدی‎ها را به خوبی تبدیل می‎کنی. ملائکه هم آن شخص را به بهشت بردند و تحویل دادند.

۞     ماه محرّم یکی از ماه‎های تکامل است و محبّت و عزاداری برای امام حسین علیه السّلام انسان را زود به مقصد می‎رساند. کُلُّنا سُفُنُ النَّجَاةِ وَ سَفینَةُ الحُسَینِ اَسرَعُ: همه‎ی ما اهل بیت کشتی‎های نجاتیم، ولی کشتی امام حسین سریع‌تر است.

۞     همه‎ی اهل بیت علیهم السّلام کشتی نجاتند؛ امّا کشتی امام حسین علیه السّلام سریع‌تر است و وقتی حرکت می‎کند، سایر کشتی‎ها کنار می‎کشند و راه را برای آن باز می‎کنند. امام حسین علیه السّلام رو به خدا سریع است، تجلّی خدا هم به سوی او سریع است. راه خدا سخت است؛ امّا با امام حسین علیه السّلام خیلی آسان و کم‌‌کار است.

۞            تجلّی امام حسین علیه السّلام هم‌دوش تجلّی خداست.

۞            امام حسین علیه السّلام تجلّی خداست. در حدیث هست که کسی که آن حضرت را با معرفت زیارت کند (و یا در روز عرفه زیارت کند)، یُخالِطُهُ اللهُ بِنَفسِهِ: خداوند بنفسه با آن زائر مخلوط می‎شود. این عبارت را هیچ یک از علما جرأت نکرده است باز کند و تشریح نماید.

۞     امام حسین علیه السّلام مجرا و نهری بین خدا و خلق است. هر کس محاذی او شود، او را به بالا می‎برد. وقتی با امام حسین علیه السّلام کارت اصلاح شد، عبادتت هم تمام شد، دنیا هم تمام شد و به جای اصلی خودت رفته‎ای.

۞     شخص بینایی در حرم امام حسین علیه السّلام رو به ضریح داشت نماز می‎خواند. خادم حرم به او گفت قبله این طرف نیست. او با اشاره به مرقد حضرت پاسخ داد مو قِبلَه؟ این قبله نیست؟ و چند بار تکرار کرد. خادم تکانی خورد و عقب عقب رفت و ساکت شد. در افواه هم هست که وقتی حضرت ولیِّ عصر عجّل‌الله‌‌تعالی‌‌فرجه ظهور می‎کنند، قبله را به سمت کربلا بر می‎گردانند.

۞     بسته شدن راه کربلا اثر کفران نعمتی است که مردم کردند. به خاطر دارم سال‎ها قبل روزی که دولت عراق جلوی بازگشت زوّار ایرانی به کشورشان را گرفت، من در کربلا بودم و سری زدم به حسینیه‎ای که در جوار حرم حضرت اباعبدالله علیه السّلام بود و محل اقامت زوّار ایرانی بود. همه نگران و مضطرب، خواستار بازگشت به ایران بودند و از من می‎خواستند دعا کنم راه برگشتشان به ایران باز شود تا بتوانند نزد خانواده و کسب و کارشان بازگردند. در دلم گفتم ببین جهالت و قدرناشناسی تا کجاست که در کنار حرم امام حسین علیه السّلام التماس می‎کنند راه باز شود و از کربلا بروند. همین کفران نعمت‎ها سبب شد سال‎ها راه زیارت بسته شود. البته شهدای جنگ ایران و عراق که به عشق امام حسین علیه السّلام به میدان رفتند، یک مقدار جبران آن کفران نعمت‎ها را کرد. این بار که راه باز می‎شود، مواظب باشید اگر موفّق به رفتن به کربلا شدید، باز کفران نعمت نکنید و بعد از عمری آرزوی زیارت امام حسین علیه السّلام از روز اوّل ورود به کربلا در بازارها دنبال خرید و فروش نباشید.

۞     در دهه‎ی اوّل محرّم تجلّی امام حسین علیه السّلام عالم را عوض می‎کند. در شب تاسوعا و عاشورا اگر کسی چشم باطنش بینا باشد، می‎بیند که هر مؤمن و کافری در عالَم محزون است. وقتی صاحب خلقت محزون می‎شود، مخلوقات غمناک نشوند؟ آیا ممکن است همه‎ی شیعیان مضطرب باشند و دیگران محزون نشوند؟ اهل دنیا هم در این ایام در امر دنیایشان به زحمت می‎افتند و در اثر آن محزون می‎شوند.

۞     تمام مصیبت‎ها با یاد کربلا بی‎‎اثر می‎شوند. امام رضا علیه السّلام فرمود: یا بنَ الشُّبَیبِ اِن کُنتَ بَاکِیاً لِشَیءٍ فَابکِ لِلحُسَینِ بنِ عَلِیِّ بنِ اَبى طَالِبٍ: ای پسر شبیب اگر خواستی بر چیزی گریه کنی، پس برای جدّم حسین گریه کن.

۞            غم کربلا، غم‎های دیگر را از بین می‎برد.

۞     کسی که در عزای امام حسین علیه السّلام بگرید یا بگریاند یا محزون شود، دیگر آتش دنیا و آخرت او را داغ نخواهد کرد. دوستان اهل بیت علیهم السّلام در مجلس ذکر امام حسین علیه السّلام مثل حضرت ابراهیم علیه السّلام هستند که خداوند آتش را بر او سرد کرد.

۞            غم بدون امکان گریه خیلی سخت است؛ اسمش حزن است. خزانه‎ی حزن و غم عاشورا در دل حضرت زینب است.

۞            حزن خیلی عجیب است؛ به دیگ زودپز که درش بسته است می‎ماند.

۞     دل وقتی بشکند، مورد رحمت خداوند قرار می‎گیرد. دلی که بشکند، شیطان با او کاری ندارد. قدر خود را بدانید، این دل‎های زودشکن شما از برکت امام حسین علیه السّلام است.

۞     گریه کلید قلب است و دلی که مغموم و محزون باشد، با گریه باز می‎شود. آن‎‌قدر گریه می‎کند که در دلش گل می‎روید. حزن، غم شدید است که گریه ندارد. وقتی غم روی غم بیاید، دل می‎شکند و گریه آغاز می‎شود و دل آرام می‎گیرد. گریه اسلحه‎ی مؤمن است. کربلا اسلحه‎ی مؤمن است. امام حسین علیه السّلام برای گریه خلق شده و قَتیلُ‌‌العَبَرات است؛ یعنی کشته‎ی اشک‎هاست.

۞     اشک گریه برای دنیا شور است و اشک گریه‎ی آخرت شیرین است. اوّلی چشم را کم‎سو و زخم می‎کند و دومی‎ چشم را پرنور و زیبا می‎کند.

۞            فَلیَضحَکُوا قَلیلاً وَ لیَبکُوا کَثیراً: پس باید کم بخندند و زیاد گریه کنند. تا نگرید ابر کی خندد چمن

گریه بر هر درد بی‎‎درمان دواست            چشم گریان چشمه‎ی فیض خداست

۞            دلی که بشکند، دیگر غم شدید آن را نمی‎گیرد.

۞     بعد از موت دیگر گریه نیست؛ همه‎جا نور است. گریه برای امام حسین علیه السّلام آن‎‌قدر شریف و مؤثّر است که اگر قبل از موت یک بار روضه و گریه آمد، برای همه‎ی عمر انسان کافی است.

۞     کسی که بر امام حسین گریه کند، حسّاس می‎شود و وقتی اولیاءالله و عباد خدا که بدنشان نرم است، او را در بغل می‎گیرند، او این را احساس می‎کند و لذّت می‎برد.

۞            در این امّت، امام حسین علیه السّلام خالق گریه است.

در بارگاه قرب که جای ملال نیست         سرهای قدسیان همه بر زانوی غم است

و در عین اینکه خالق گریه است، ذات مؤمنین را می‎خنداند. عصر عاشورا بعد از همه‎ی عزاداری‎ها و گریه‎ها، بچّه‎ها و جوان‌ترها، اگر بزرگ‌ترها مانعشان نشوند، بی‎‎اختیار شوخی می‎کنند و می‎خندند، در حالی که عصر عاشورا آغاز مصائب اهل حرم و بازماندگان شهدای کربلاست و باید مغموم باشند. این بهجت و سرور ذاتی مال امام حسین علیه السّلام است.

۞     حاج ‎هادی ابهری که در محبّت اهل بیت علیهم السّلام و خصوصاً امام حسین علیه السّلام مجنون بود، گاهی اوقات در مجلس روضه‎ی امام حسین علیه السّلام چنان عاشقانه روضه می‎خواند و گریه می‎کرد که همه را منقلب می‎کرد. وقتی همه خوب به گریه می‎افتادند و او مست می‎شد، به خودش می‎گفت چرا گریه می‎کنی؟ گریه کار زن‎هاست. بعد دستمال ابریشمی ‎یزدیش را از جیب در می‎آورد و در حالی که همه به شدّت گریه می‎کردند، بلند می‎شد و خودش می‎رقصید.

۞            اگر شده در همه‎ی عمر لااقل یک بار زیارت عاشورا را با صد لعن و صد سلام بخوان و از آن محروم نمان.

۞     متن زیارت عاشورا الهام خدایی است که به قلب ائمّه علیهم السّلام الهام شده است و چیزی شبیه قرآن است. اگر یک ماه محرم هر روز در خانه‎ات زیارت عاشورا را با صد لعن و صد سلامش بخوانی، خدا را می‎بینی. امام حسین علیه السّلام ظهور محبّت است. ائمّه علیهم السّلام یک ماه محرّم را خیمه‎ی عزا می‎زدند و گریه می‎کردند.

۞            زیارت اربعین امام حسین علیه السّلام عرفات سیر مؤمنین است. هر کس عرفات را درک کرد، حجّش مقبول است.

۞            کربلا و عاشورا شرابی دارد که همه‎ی گناهان را آب می‎کند.

۞     سینه زدن خیلی قشنگ و نافع است. مواظب باش در طول سال چند دفعه سینه‎ زدن را ترک نکنی. شخص وقتی سینه می‎زند، یا امام به درون جان آن سینه‎زن می‎رود و یا سینه‎زن به درون امام می‎رود. در همه‎ی عمرت یک نوبت هم که شده پیراهنت را بیرون بیاور و لخت شو و نیم ساعت برای حضرت زهرا و برای امام حسین علیهما السّلام سینه بزن.

۞            هنگام عزاداری، انسان درِ دلش را باز می‎کند و امام حسین علیه السّلام داخل می‎شوند.

۞            سینه زدن برای امام حسین علیه السّلام بدن را سبک و تمیز و زیبا می‎کند. تا جایی که عکس خوبان خدا در آن پیدا می‎شود.

۞     در ایام سوگواری اهل بیت و خصوصاً امام حسین علیهم السّلام چند شب درون خانه‎تان پرچم یا پارچه‎ی سیاهی بزنید و لباس سیاه به تن بچّه‎ها بکنید و دور هم بنشینید و خودتان چند بیت از همان نوحه‎های ساده‌ی قدیمی‎ بخوانید که به فطرت نزدیک‌تر است و با هم سینه بزنید. آن‎وقت ببینید خدا و اهل بیت علیهم السّلام از فضل و عنایت، با شما و خانواده‎تان چه‎ها می‎کند.

۞     در دستگاه امام حسین علیه السّلام حتّی ریا هم ممدوح است. اگر جلوی روی مردم برای امام حسین علیه السّلام مالت را بدهی یا سینه بزنی، خوب است. اصحاب که به میدان می‎رفتند، رجز می‎خواندند و خودشان را معرفی می‎کردند. تظاهر در دستگاه امام حسین علیه السّلام جزا دارد. البته بهتر است کار خود را به خدا و امام حسین علیه السّلام نشان بدهی و بگویی خدایا ببین من دارم این کار را می‎کنم، حسین جان ببین من دارم این کار را می‎کنم.

۞     پیش از ظهر عاشورا امام حسین علیه السّلام و حضرت ابوالفضل به لشگر دشمن حمله کردند و دو نفری دشمن را تا دروازه‎ی کوفه، یعنی هجده فرسخ عقب راندند. امام حسین علیه السّلام در حال تعقیب دشمن می‎فرمود: أخی ابَالفَضل، حضرت ابوالفضل هم پاسخ می‎دادند: سَیِّدی وَ مَولایَ اَباعَبدِالله. به این ترتیب از هم خبردار می‎شدند. نزدیک دروازه‎ی کوفه خداوند به قلب امام حسین علیه السّلام الهام فرمود که حسین جان، در قراری که با هم گذاشتیم، هر چه وعده داده بودم از سعادت و مقامات اخروی و شفاعت امّت جدّت و، همه را خواهم داد، اگر می‎خواهی شهید نشوی هم نشو. امام حسین علیه السّلام دیدند گویا خداوند می‎فرمایند اگر تو به قرارت پایبند نباشی، من تو نمی‎زنم و خُلف وعده نمی‎کنم. این بود که حضرت علیه السّلام شمشیرشان را غلاف کردند، دشمن هم که شنیده بود وقتی امام حسین علیه السّلام شمشیرشان را غلاف کردند، کار تمام است، روحیّه‎ی از دست‌‌رفته‎ی خود را به دست آورد و جرأت یافت و حمله کرد و از آن به بعد شهادت‎ها پیش آمد. شما هم هر وقت دیدید کاری که می‎کنید، استفاده‎تان را کم می‎کند، غلاف کنید.

۞     حاج ملاّ آقاجان می‎گفت اینکه عصر عاشورا دشمن معجر از سر حضرت زینب علیها السّلام کشید و گیسوان حضرت مکشوف شد، من مطمئنّم هیچ‎ کس قدرت نداشت به حضرت علیها السّلام نگاه بیندازد؛ زیرا وقتی به خورشید آخرت پس از اینکه در چهار دریا فرو رفته و نورش ضعیف شده و خورشید آسمان دنیا گشته است، کسی نمی‎تواند نگاه بدوزد و به قرص آن نگاه کند، چطور می‎تواند به زینب که خورشید خدایی است که در هیچ دریایی فرو نشده است، نگاه بیندازد؟

۞     در آغاز جوانی همراه پدرم عازم کربلا شدیم. از پل مسیّب که چهار فرسخی کربلا و روی فرات است، پیاده رد می‎شدیم. بارها را هم من برداشته بودم. صدای آب فرات گویا هنوز حسین حسین می‎کرد و فریاد العطش سر می‎داد. حالم چنان دگرگون بود که چند بار زمین خوردم، ولی نگذاشتم که پدرم متوجّه شود. وقتی از کوچه پس کوچه‎ها به طرف حرم رفتیم، به جایی رسیدیم که شنیدم می‎گویند اینجا تلّ زینبیّه است. تا این را شنیدم، حالم به شدّت دگرگون شد و از حال رفتم و نزدیک بود که به زمین بیفتم، ولی پدرم کمکم کرد و به دیوار تکیه دادم. وقتی داشتیم به حرم حضرت ابوالفضل علیه السّلام مشرّف می‎شدیم، پدرم به من گفت که من از حضرت ابوالفضل علیه السّلام خجالت می‎کشم، چون در سفر اوّلم که تازه داماد شده بودم، وقتی زیارتنامه را خواندم، گوشه‎ی رواق نشستم و بدون توجّه، کیسه‎ی چپق نویی را که همراه داشتم، بیرون آوردم و چپق را چاق کردم و چند پُک زدم. خادم حضرت به طرفم آمد و گفت: عمو این‌جا و چپق؟ تا این حرف را زد، من به خود آمدم و غرق در شرمندگی شدم و چپقم را خاموش کردم. از آن موقع تا حال من از حضرت ابوالفضل علیه السّلام شرمنده‎ام. من به پدرم گفتم اینکه عیب نیست. اتفاقاً اگر جایی در کُره‎ی زمین برای چپق کشیدن مناسب باشد، همین خانه‎ی حضرت ابوالفضل علیه السّلام است. دلنشین‎تر از اینجا کجا که آدم احساس راحتی کند و یک چپق دلچسب بکشد؟ این حرف را که پدرم شنید، سر حال شد و با هم به حرم حضرت مشرّف شدیم.

۞     یک بار که همراه حاج هادی ابهری به کربلا مشرّف شده بودیم، حزن شدیدی مرا احاطه کرد به نحوی که حتّی حال گریه هم نبود. لذا با همین گرفتگی روحی در خانه ماندم و حاج هادی از من پذیرایی می‎کرد و گاهی هم تنها به حرم مشرّف می‎شد. یک روز به طوری که من هم می‎شنیدم، با خودش گفت: بد نیست برویم بیرون کمی ‎قدم بزنیم. من هم همراه او راه افتادم و با هم از خیابان جلوی حرم حضرت ابوالفضل علیه السّلام به طرف خارج شهر رفتیم. در کنار جاده زراعتکاری بود. بی‎‎اختیار کنار بوته‎های باقلا نشستیم. معروف است که بوته‌ی باقلا غم‎آور است. تا من به این نکته توجّه کردم، غم روی غمم آمد و بغضم ترکید و چند قطره اشک از چشمم جاری شد و دلم کمی ‎باز شد. بلند شدیم و مقدار دیگری قدم زدیم. این بار کنار گل‎های بنفشه نشستیم که بهجت‎آور است. حالم کاملاً عوض شد و آن حالت گرفتگی روحی کاملاً از بین رفت. حاج هادی هم چپقی چاق کرد و کشید. بعد راه افتادیم به سمت داخل شهر. وقتی داخل شهر شدیم، دیدم همه‎ی مردم مشغول خانه تکانی و تمیز کردن منزل‎هایشان هستند. گویا خود را برای پذیرایی از مهمانی آماده می‎کنند. ابتدا فکر کردم مقصود از این مهمان حاج هادی است. تا این خطور از ذهنم گذشت، حاج هادی متوجّه شد و صلوات فرستاد و دو زد و از من فاصله گرفت؛ یعنی آن مهمان من نیستم. در این حال کسی به من گفت: امّا هیچ‎ کس مثل این آقا از این مهمان پذیرایی نکرده است. این را که شنیدم، سرم را برگرداندم که یکباره نگاهم به گودی قتلگاه افتاد و بدن‎های قطعه قطعه شده و سرهای مطهّر را دیدم. با دیدن این صحنه حالم منقلب شد و نزدیک بود از حال بروم و به زمین بیفتم که حاج هادی متوجّه شد و کمکم کرد به دیوار تکیه کنم تا به حال بیایم.

۞     امام حسین علیه السّلام در مورد علّت رفتنشان به کربلا به هر کس مطابق عقلش چیزی فرمود، ولی علّت اصلی‌اش معلوم نشد؛ امام حسین علیه السّلام به خداوند گفت من می‎خواهم قربان شما بشوم.

۞     می‎گویند امام حسین علیه السّلام شهید شد تا گناهکاران امّت بخشیده شوند. آیا هیچ شخص عاقلی مثلاً بچّه‎ی چهارده ساله‎اش را به کشتن می‎دهد که گاوش را نجات دهد؟ نخیر، امام حسین علیه السّلام خودش دوست داشت در راه محبوبش جان‌فشانی کند و به ملاقاتش برود.

۞     حاج ملاّ آقا دربندی در اسرار‎الشّهادة می‎گوید: صبح عاشورا خداوند به خورشید گفت آرام حرکت کند، لذا پیش از ظهر عاشورا هفتاد ساعت طول کشید تا اصحاب یک یک به میدان بروند و کارشان را انجام بدهند.

۞     وهب نصرانی که از شهدای کربلاست و یک جوان نصرانی تازه‌داماد بود که در راه کربلا امام حسین علیه السّلام را دید و به حضرت دل باخت و با همسر و مادرش به حضرت پیوست، با کارش حضرت عیسی علیه السّلام را روسفید کرد و به همه‎ی مسیحیان عالم آبرو داد. من همه‎ی مسیحی‎ها را به اعتبار او زیبا می‎بینم.

۞     سیّد بن طاووس که شخصیت بسیار بزرگی است و در اوایل دوره‎ی غیبت کبری زندگی می‎کرده است، کتابی در مقتل امام حسین علیه السّلام دارد به نام لهوف. در مقدّمه‎ی کتابش می‎نویسد اگر آداب و رسوم خلق نبود که وقتی عزیزی از دستشان می‎رود عزاداری می‎کنند، به خاطر موفّقیتی که امام حسین علیه السّلام در قربانی کردن همه چیزش در راه خدا به دست آورد، من خلق را تحریض به عیش و شادمانی می‎کردم، ولی چون عادت خلق این است، من هم مقتل نوشتم.

۞     در روضه خواندن ادب کن. فکر کن اگر می‎دیدی اهل بیت علیهم السّلام که صاحب عزایند، در کنار مجلس نشسته‎اند، باز هم همین‎طور شدید روضه می‎خواندی؟ جلوی حضرت زهرا علیها السّلام هم مصیبت فرزندانش را همین‎طور جان‌سوز و جگرخراش ذکر می‎کردی؟ با این نحو روضه خواندن می‎خواهی دل صاحب مصیبت را آتش بزنی و به گریه‎اش بیندازی؟

۞     شخصی که در ایام جوانی در زورخانه‎ای که در دولاب داشت، ضرب می‎زد و آواز می‎خواند، به هنگام پیری به مدّاحی روی آورده بود و چون سوادی نداشت، بعضی از روضه‎های سایر مدّاح‎ها و روضه‌خوان‎ها را یاد گرفته بود و می‎خواند؛ لکن به خاطر همان روحیّه‎ی زورخانه‎ای‎اش تا می‎توانست مصایب اهل بیت علیهم السّلام را رقّت‌انگیزتر و شدیدتر بیان می‎کرد تا گریه‎ی بیشتری از مستمعین بگیرد و من به شدّت از این کارش آزرده و ناراحت بودم. چند بار خواستم به او تذکّر بدهم که مؤدّبانه‎تر و مختصرتر روضه بخواند؛ امّا نشد. یک بار در حالت مکاشفه او را دیدم که تمام صورتش، حتّی مژه‎های چشم‎هایش پر از مورچه‎های سفیدی است که صورتش را می‎خورند و او دائم با ناخن‌هایش آنها را از صورتش می‎کند و به زمین می‎ریزد؛ امّا بلافاصله مورچه‎های جدیدی به جای آنها ظاهر می‎شوند.